17 . آقاى صالحى از الاخبار الطِّوال ص 210 و ارشاد مفيد ص 182 نقل مىكند كه اولين نامهء اهل كوفه در دهم رمضان به امام رسيد يعنى تقريباً پس از حدود يك ماه از ورود امام به مكه .
18 . آقاى صالحى مىنويسد مسلم در 15 رمضان عازم كوفه شد و پنجم شوال وارد كوفه شد ( مروج الذهب ، جلد 2 ص 86 ) ، يك ماه و هفت روز بررسى كرد و در 12 ذى القعده به امام گزارش كرد . ( ارشاد مفيد ص 201 ) .
و على القاعده نامهء مسلم پس از حدود 14 روز يعنى 27 ذى القعده به امام رسيده است .
آيا امام در هشتم ذى الحجة حركت كرده است ؟ .
19 . در ص 161 نامهاى به نقل تذكره سبط و تاريخ ابن عساكر از يزيد به ابن عباس نقل مىكند كه معلوم مىشود يزيد از روابط مكه و كوفه كاملًا آگاه بوده و ضمناً نصيحت و پيشبينى كرده است .
20 . آقاى صالحى در صفحهء 176 مىگويد : از جملهء امام : « فَهَلّا لَكُمُ الْوَيْلاتُ تَرَكْتُمونا وَ السَّيْفُ مَشيمٌ ، وَ الْجَأْشُ طامِنٌ ، وَ الرَّأْىُ لَما يُسْتَحْصَفُ » « 1 » فهميده مىشود كه امام با اطمينان به يارى كوفيان آمده است ، و اگر قبلًا عدم آمادگى خود را اعلام مىكردند امام چنين تصميمى نمىگرفت و به كوفه نمىآمد .
پس اولًا امام به قصد كربلا و به قصد كشته شدن نيامد .
ثانياً امام مطمئن شده بود به يارى كوفيان .
ثالثاً اگر اين اطمينان پيدا نشده بود هرگز به كوفه نمىآمد ، كار ديگرى مىكرد ، مثلًا بيعت مىكرد و تسليم مىشد ! ( ولى اين استنتاجها غلط است . آمدن امام به كوفه از باب اقلّ الخطرين يا الخطرات بود . اين جملهها از نظر تكليف خود مردم كوفه است نه از نظر تصميم امام . ) .
21 . آقاى صالحى مىنويسد منشأ اين تصور كه امام از اول به قصد كربلا و براى كشته شدن بيرون آمده است پنج چيز است :
الف . سر قبر پيغمبر اكرم خواب ديد .
هامش
( 1 ) . [ واى بر شما ! چرا آنگاه كه شمشيرها در نيام و دلها آرام بود و هنوز عزم جدى گرفته نشده بود ما را رها نكرديد ؟ ]