تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 549

مساهمون:

ص٥٤٩
دوم را يزيد . ج . يزيد نسبت به امام از ابن زياد ملايمتر بود ، و در حقيقت مايل به كشتن امام نبود و امر به قتل امام نكرده بود . د . امام يقين داشت كه اگر تسليم ابن زياد بشود ذليلانه كشته مىشود . نتيجهء همه اينها اين است كه امام هيچ گونه راه فرارى نداشت ؛ قبل از شنيدن جريان كوفه اميد پيروزى داشت ، اين اميد زياد هم بود ، بعد از اين جريان حاضر شد به حجاز برود ، نگذاشتند ، حاضر شد نزد يزيد برود نگذاشتند ، بنابراين راهى جز كشته شدن نداشت ، امر دائر بود كه ذليلانه به دست ابن زياد كشته شود يا غير ذليلانه ، او راه غير ذليلانه را اختيار كرد ولى « مسلم » گول امان ابن زياد را خورد و ذليلانه كشته شد ! بنابراين هيچ شأن و مقام و حماسه‌اى براى امام باقى نمىماند ! . آقاى صالحى مىنويسد اگر به امام اجازه مىدادند كه به شام برود مىرفت و بيعت هم مىكرد و اين بيعت ضررى نداشت . امام وقتى بيعت نكرد كه خيال مىكرد مىتواند خلافت را از يزيد بگيرد اما وقتى كه ديد نمىتواند ، حاضر بود بيعت هم بكند . و مدعى است كه امام سجاد بعدها با يزيد به وسيلهء مسلم بن عقبه بيعت كرد . ( اين منافات دارد با آنچه در نمرهء 5 و نمرهء 7 نقل كرديم . ) . 16 . نامهء اكابر اهل كوفه به امام حسين به اين مضمون است : أمّا بَعْدُ فَالْحَمْدُ للَّهِ الَّذى قَصَمَ عَدُوَّكَ الْجَبّارَ الْعَنيدَ الَّذِى انْتَزى عَلى هذِهِ الْامَّةِ فَابْتَزَّها أمْرَها ، وَ غَصَبَها فَيْئَها ، وَ تَأَمَّرَ عَلَيْها بِغَيْرِ رِضًى مِنْها ، ثُمَّ قَتَلَ خِيارَها ، وَ اسْتَبْقى شِرارَها ، وَ جَعَلَ مالَ اللَّهِ دُولَةً بَيْنَ جَبابِرَتها وَ أغْنِيائِها ، فَبُعْداً لَهُ كَما بَعِدَتْ ثَمودُ ؛ إنَّهُ لَيْسَ عَلَيْنا إمامٌ فَأَقْبِلْ لَعَلَّ اللَّهَ يَجْمَعُنا بِكَ عَلَى الْحَقِّ . . اين نامه را طبرى ، الامامة و السّياسة ، كامل ابن اثير ، ارشاد مفيد ، مقتل خوارزمى و غيره نقل كرده‌اند . مضمون همين نامه كه محرك و انگيزهء رجالى از قبيل سليمان بن صرد و حبيب بن مظهر و غيره بود مىتواند عامل محرك امام حسين عليه السلام به شمار رود و چنين بوده است . خطابهء امام در مقابل اصحاب خود و اصحاب حر در ذو حُسَم مؤيد همين معنى است .