قول ناسيوناليستها براى تعصبات ملى و وطنى قيام كند ، چنين قيامى مقدس نيست بلكه از آن نظر كه مستلزم وسيله قرار دادن ديگران است محكوم است ، خواه موفق شود و خواه شكست بخورد . چنين قيامى معامله و تجارت است كه گاهى سود دارد و گاهى زيان ؛ نه سود بردنش اهميتى دارد و نه زيان بردنش . اين گونه قيامها مبارزهء شخص با شخص است به خاطر منافع ، و به همين دليل بىارزش است . اينكه امام به تبعيت از پدر بزرگوارش مىفرمود : « اللَّهُمَّ انَّكَ تَعْلَمُ انَّهُ لَمْ يَكُنْ ما كانَ مِنّا مُنافَسَةً فى سُلْطانٍ . . . » ناظر به اين است كه درد ما و آرزوى ما چه بوده است .
ولى اگر قيام و مبارزه ، مبارزهء شخص با شخص نبود ، مبارزه به خاطر منافع نبود ، بلكه مبارزه با نوعى عقيده و نوعى رژيم مبتنى بر ظلم و فساد و شرك و بتپرستى و براى رهايى بشريت از بردگيهاى اجتماعى و خطرناكترْ اعتقادى و بالأخره براى نجات بشريت از چنگال عفريت جهل و ضلالت و هيولاى ظلم و استبداد و استثمار بود ( وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فيكَ لِيَسْتَنْقِذَ عِبادَكَ مِنَ الْجَهالَةِ وَ حَيْرَةِ الضَّلالَةِ ) و به انگيزهء امر خدا و تحصيل رضاى حق بود كه
« إِنَّ صَلاتِي وَ نُسُكِي وَ مَحْيايَ وَ مَماتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ »
« 1 » ، بر اساس از خودگذشتگى و فداكارى بود ، و خلاصه اگر خالِصاً لِوَجْهِ اللَّه بود و هيچ منفعتى نداشت بلكه منافع را به خاطر حقيقت به خطر انداخت ، چنين مبارزهاى چون جلوهاى از روح حقيقتپرستى بشر است و بر ضد خودپرستى بشر است و چون مصداق
« إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ »
« 2 » است طبعاً تقدّس و تعالى و عظمت پيدا مىكند .
چنين مبارزهاى مصداق هجرت الى اللَّه و الى الرّسول است كه در حديث آمده است . به عبارت ديگر ، يك بُعد قداست مربوط است به اينكه درد صاحب نهضت چه نوع دردى است و آرزويش چه نوع آرزويى است .
قيام امام حسين اين عنصر را در حد اعلى واجد بود . منافعش كاملًا تأمين مىشد ولى او حاضر شد براى نجات جهان اسلام و براى نجات مسلمين از چنگال ظلم ، جان و مال و تمام هستى خود را به خطر بيندازد . از اين جهت ، آن حضرت صددرصد يك شهيد و يك پاكباخته است بلكه سيد الشّهداء و سالار پاكباختگان است .
عامل دومى كه به يك نهضت قداست و تعالى و جنبهء جاودانى مىدهد ، شرايط
هامش
( 1 ) . انعام / 162 .
( 2 ) . بقره / 30 .