كه يكى از آنها به نام « مولى » خوانده شده است : مولى شوذب ، مولى عابس بن عبيد « 1 » . اين مطلب را علماى بزرگى مثل مرحوم حاجى نورى و مرحوم حاج شيخ عباس قمى تأييد كردهاند . اشتباه نشود ؛ منظور از « مولى عابس » اين نيست كه غلام يا آزادشدهء عابس بوده بلكه به اين معنى است كه هم پيمان او بوده ، و گفتهاند كه در جلالت قدر و شخصيت اجتماعى از عابس بزرگتر بوده است .
جنبهء توحيدى و عرفانى حادثهء كربلا
من امشب جنبههايى از حادثهء كربلا را تا اندازهاى كه بتوانم ، براى شما عرض مىكنم . براى نشان دادن جنبه توحيدى و عرفانى ، جنبهء پاكباختگى در راه خدا و ماسواى خدا را هيچ انگاشتن ، شايد همان دو جملهء أبا عبد اللَّه در اولين خطبههايى كه انشاء فرمود ( يعنى خطبهاى كه در مكه ايراد كرد ) كافى باشد . سخنش اين بود :
« رِضَى اللَّهِ وَ اللَّهِ رِضانا اهْلَ الْبَيْتِ » « 2 » ما اهل بيت از خودمان پسند نداريم ؛ ما آنچه را مىپسنديم كه خدا براى ما پسنديده باشد . هر راهى را كه خدا براى ما معين كرده است ، ما همان راه را مىپسنديم . امام باقر عليه السلام به عيادت جابر مىرود ، احوال او را مىپرسد . امام باقر جوان است و جابر از اصحاب پيغمبر و پيرمرد است . جابر عرض مىكند : يا بن رسول اللَّه ! درحالى هستم كه فقر را بر غنا ، بيمارى را بر سلامت ، و مردن را بر زنده ماندن ترجيح مىدهم . امام عليه السلام فرمود : ما اهل بيت اينطور نيستيم ، ما از خودمان پسندى نداريم ، ما هر طورى كه خدا مصلحت بداند همان برايمان خوب است .
در آخرين جملههاى أبا عبد اللَّه باز مىبينيم انعكاس همين مفاهيم هست . به تعبير مرحوم آيتى - استنتاج خيلى لطيفى است - اين جنگ با يك تير آغاز شد و با يك تير پايان پذيرفت . در روز عاشورا اولين تير را عمر سعد پرتاب كرد و بعد گفت : به امير
هامش
( 1 ) . در زيارت ناحيهء مقدسه ، شوذب مولى شاكر نام برده شده است .
( 2 ) . بحار الأنوار ، ج 44 / ص 367 .