خبر بدهيد كه اولين تيرانداز كه به طرف حسين تير پرتاب كرد من بودم . بعد از آن بود كه جنگ شروع شد ( امام حسين اصحابش را از اينكه آغازگر جنگ باشند نهى فرموده بود ) . با يك تير هم جنگ خاتمه پيدا كرد . أبا عبد اللَّه سوار اسب بودند و خيلى خسته و جراحات زياد برداشته بودند و تقريباً تواناييهايشان رو به پايان بود . تيرى مىآيد و بر سينهء حضرت مىنشيند و أبا عبد اللَّه از روى اسب به روى زمين مىافتد و در همان حال مىفرمايد : « رِضاً بِقَضائِكَ وَ تَسْليماً لِامْرِكَ ، لا مَعْبودَ سِواكَ ، يا غِياثَ الْمُسْتَغيثينَ » « 1 » .
امام صادق فرمود : سورهء « و الفجر » را در نوافل و فرايض خودتان بخوانيد كه سورهء جدّم حسين بن على است . عرض كردند : به چه مناسبتى سورهء جدّ شماست ؟ فرمود :
آن آيات آخر سورهء « و الفجر » مصداقش حسين است ، آنجا كه مىفرمايد :
« يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ . ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً . فَادْخُلِي فِي عِبادِي . وَ ادْخُلِي جَنَّتِي »
« 2 » .
شما ببينيد شب عاشوراى حسينى به چه حالى مىگذرد . اين شب را أبا عبد اللَّه چقدر براى خودش نگه داشت ، براى استغفار ، براى دعا ، براى مناجات ، براى راز و نياز با پروردگار خودش . نماز روز عاشورا را ببينيد كه در جنبههاى توحيدى و عبوديت و ربوبيت و جنبههاى عرفانى ، مطلب چقدر اوج مىگيرد ! .
مكرر عرض كردهايم كه برخى از اصحاب و همهء اهل بيت و خود أبا عبد اللَّه ، بعد از ظهر عاشورا شهيد شدند . مردى به نام أبو الصّائدي مىآيد خدمت امام حسين عليه السلام عرض مىكند : يا بن رسول اللَّه ! وقت نماز است ، ما آرزو داريم آخرين نمازمان را با شما به جماعت بخوانيم . ببينيد چه نمازى بود ! نماز ، آن نماز بود كه تير مثل باران مىآمد ولى حسين و اصحابش غرق در حالت خودشان بودند : « اللَّهُ اكْبَرُ ،
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ، الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ . . . »
. يك فرنگى مىگويد : چه نماز شكوفايى خواند حسين بن على ! نمازى كه دنيا نظير آن را سراغ ندارد . صورت مقدسش را روى خاك داغ مىگذارد و مىگويد : « بِسْم اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ عَلى مِلَّةِ رَسولِ اللَّهِ » « 3 » از اين بعد كه نگاه مىكنيم ، مىبينيم نهضت حسينى نهضتى است عرفانى ، [ خالص للَّه ] ، فقط و فقط حسين است و خداى خودش ، گويى چيز ديگرى در كار نيست .
هامش
( 1 ) . نظير اين عبارت در مقتل مقرم ، ص 357 و قمقام زخار ص 262 آمده است .
( 2 ) . فجر / 27 - 30 .
( 3 ) . بحار الأنوار ، ج 45 / ص 53 .