دور همديگر جمع شدند ، همفكريها پيدا شد و در واقع آن وقت بود كه شيعهء على به صورت يك جمعيت متشكل درآمد . معاويه در دورهء خودش مبارزات زيادى با فكر على عليه السلام كرد . سبّ و لعنها بالاى منبر براى على مىشد . بخشنامه كرده بودند كه در سراسر كشور اسلامى در نماز جمعهها على عليه السلام را لعن كنند ، و اين علامت اين است كه على عليه السلام به صورت يك نيرو و يك سمبل و يك فكر و عقيده و ايمان در روح مردم زنده بود و وجود داشت . اين مرد براى مبارزه با فكر و روح على كارها انجام داد ؛ يكى را مسموم كرد ، سر ديگرى را روى نيزه كرد . اينها به جاى خودش ، ولى معاويه يك ظاهرى براى فريب مردم حفظ مىكرد . تا دورهء يزيد مىرسد كه ديگر طشت رسوايى از بام مىافتد . و انصاف اين است كه يزيد از نظر سياست اموى هم يك غلط بود ، يعنى كسى بود كه نتوانست سياست اموى را اعمال كند بلكه كارى كرد كه پردهء امويها را دريد . در اين شرايط است كه ابا عبد الله نهضت خودشان را آغاز مىكنند .
استعداد شبيهسازى در حادثهء عاشورا
حال مقدارى راجع به نهضت ايشان براى شما عرض مىكنم . مطلبى را مىگويم ، شما تأمل بفرماييد ببينيد اينطور هست يا نه . همانطور كه كلمات و آيات قرآن از لحاظ لفظى و فصاحت و بلاغت و روانى ، نوعى خاص از آهنگها را به آسانى مىپذيرد و اين خود آيت بسيار بزرگى براى نفوذ قرآن در دلها بوده و هست ، انسان وقتى تاريخ حادثهء عاشورا را مىخواند ، استعدادى براى شبيهسازى در آن مىبيند . همانطور كه قرآن براى آهنگپذيرى ساخته نشده ولى اينطور هست ، حادثهء كربلا هم براى شبيهسازى ساخته نشده ولى اينطور هست . من نمىدانم ، شايد شخص أبا عبد اللَّه در اين مورد نظر داشته است . البته اين مطلب را اثبات نمىكنم ولى نفى هم نمىكنم .
داستان كربلا در هزار و دويست سال پيش روى صفحهء كتاب آمده ؛ يك وقتى آمده كه كسى فكر نمىكرده كه اين حادثه اين قدر گسترش پيدا خواهد كرد . متن تاريخ اين حادثه گويى اساساً براى يك نمايشنامه نوشته شده است ، شبيهپذير است ، گويى دستور دادهاند كه آن را براى صحنه بودن بسازند . ما شهادتهاى فجيع زياد داريم ولى اين داستان به اين شكل آيا مىتواند تصادف باشد و تعمّد نباشد و أبا عبد اللَّه به اين مطلب توجه نكرده باشد ؟ من نمىدانم ، ولى بالأخره قضيه اينطور است و باور هم نمىكنم كه تعمّدى در كار نباشد .