تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 353

مساهمون:

ص٣٥٣
كلمه‌پردازىهاى قلمبه و سلمبه مىكرد . پيغمبر اكرم فرمود : « انَا وَ اتْقِياءُ امَّتى بُرءاء مِنَ التَّكَلُّفِ » من و پرهيزكاران امّتم از اين گونه حرف زدن و به خودبندى در سخن ، برى و منزّه هستيم ، پرهيز مىكنيم . تكلّف غير از فصاحت است . اصلًا فصاحت ، خودش روانى و عدم تكلّف و تعقيد در سخن است . از زبان پيغمبران در زمينهء تبليغ آمده است :
« ما أَنَا مِنَ الْمُتَكَلِّفِينَ »
« 1 » . آن‌طور كه مفسرين گفته‌اند اين جمله ظاهراً ناظر به اين مطلب نيست كه من در سخنم متكلّف نيستم ، بلكه منظور اين است كه در آنچه مىگويم متكلّف نيستم ، يعنى چيزى را كه نمىدانم و بر خودم آن‌طور كه بايد ، ثابت و محقّق و روشن نيست ، نمىگويم ؛ در مقابل مردم تظاهر به دانستن مطلبى كه هنوز آن را براى خودم توجيه نكرده‌ام نمىكنم . در ذيل اين آيه در مجمع البيان از عبد الله بن مسعود روايت شده است كه « ايُّهَا النّاسُ ! مَنْ عَلِمَ شَيْئاً فَلْيَقُلْ » اى مردم ، كسى كه چيزى را مىداند پس بگويد . « وَ مَنْ لَمْ يَعْلَمْ فَلْيَقُلْ اللَّهُ اعْلَمُ » و كسى كه چيزى را نمىداند بگويد خدا داناتر است . « فَانَّ مِنَ الْعِلْمِ انْ يَقولَ لِما لا يَعْلَمُ اللَّهُ اعلَمُ » يكى از علمها همين است كه انسان علم به عدم علم خودش داشته باشد ، جاهل بسيط باشد ، لااقل بداند كه نمىداند ( خود بداند كه نداند ) . اعتراف كردن به اين مطلب ، خودش يك درجه از علم است . بعد عبد الله بن مسعود اين آيه را خواند : « فَانَّ اللَّهَ تَعالى قالَ لِنَبِيِّهِ :
قُلْ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ وَ ما أَنَا مِنَ الْمُتَكَلِّفِينَ »
« 2 » . معلوم مىشود عبد الله بن مسعود كه از صحابهء بزرگوار رسول اكرم است ، از جملهء
« ما أَنَا مِنَ الْمُتَكَلِّفِينَ »
اين مطلب را استفاده كرده كه هر كسى هرچه مىداند به مردم بگويد و آنچه را نمىداند بگويد كه نمىدانم . ابن جوزى كه از خطباى معروف است ، بالاى يك منبر سه پله‌اى بود . ظاهراً زنى آمد و مسأله‌اى از او پرسيد . گفت : نمىدانم . گفت : تو كه نمىدانى چرا سه پله بالاتر رفته‌اى ؟ گفت : اين سه پله كه بالاتر رفته‌ام براى آن چيزهايى است كه من مىدانم و شما نمىدانيد ؛ اگر مىخواستند به نسبت چيزهايى كه نمىدانم برايم منبر درست كنند ، بايد منبرى درست مىكردند كه تا كرهء ماه بالا برود . شيخ انصارى از علماى بزرگ ماست ، هم از نظر علمى - كه در دو فن فقه و اصول
هامش
( 1 ) . همان . ( 2 ) . مجمع البيان ، ج 8 / ص 486 .