تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 350

مساهمون:

ص٣٥٠
ديگرى دست نمىزند تا مطالبى كه در اين كتاب خوانده ، در ذهنش وارد بشود . به اين حد نيز قناعت نمىكند ؛ در نوبت سوم مطالب خوبى را كه در اين كتاب تشخيص داده است و لازم مىداند ، در ورقه‌هاى منظمى فيش‌بردارى و يادداشت مىكند ، يعنى يك حافظهء كتبى براى خودش درست مىكند كه تا آخر عمر هر وقت بخواهد بتواند فوراً به آن مطالب مراجعه كند . اين كتاب را كه تمام كرد ، كتابهاى ديگرى را كه متناسب با همين موضوع هستند مطالعه مىكند . بعد از مدتى ، از مطالعه كردن اين گونه كتابها بىنياز مىشود . بعد مىرود سراغ يك سلسله كتابهاى ديگر . اما آدمى كه امروز اين كتاب ، فردا آن كتاب و پس فردا كتاب ديگرى را مطالعه مىكند ، مثل كسى مىشود كه وقتى مىخواهد غذا بخورد ، يك لقمه از اين ، دو لقمه از آن ، چهار لقمه از نوع ديگر و پنج لقمه از آن ديگرى مىخورد . آخر معدهء خودش را فاسد مىكند ، كارى هم انجام نداده است . اينها مربوط است به سبك و روش و اسلوب . مسألهء تبليغ ، به همان معناى صحيح و واقعى ، رساندن و شناساندن يك پيام به مردم است ، آگاه ساختن مردم به يك پيام و معتقد كردن و متمايل نمودن و جلب كردن نظرهاى مردم به يك پيام است . رساندن يك پيام ، اسلوب و روش صحيح مىخواهد و تنها با روش صحيح است كه تبليغ موفقيت‌آميز خواهد بود . اگر عكس اين روش را انتخاب كنيد ، نه تنها نتيجهء مثبت نخواهد داشت بلكه نتيجهء معكوس خواهد داد .

بلاغ مبين

وقتى انسان در مطلبى دقت مىكند و به آن توجه دارد و بعد آگاهانه سراغ آيات قرآن راجع به آن مطلب مىرود و در آنها تدبّر مىكند ، مىبيند چه نكاتى از آيات قرآن استفاده مىكند ! در هر موضوعى همين‌طور است . از آن جمله است موضوع تبليغ . قرآن كريم سبك و روش و متد تبليغ را يا خودش مستقيماً و يا از زبان پيغمبران بيان كرده است . يكى از چيزهايى كه قرآن مجيد راجع به سبك و روش تبليغ روى آن تكيه كرده است كلمهء
« الْبَلاغُ الْمُبِينُ » *
است ، يعنى ابلاغ و تبليغ واضح ، روشن ، آشكارا . مقصود از اين واژهء روشن و آشكارا چيست ؟ مقصود مطلوب بودن ، سادگى ، بىپيرايگى پيام است به طورى كه طرف در كمال سهولت و سادگى آن را فهم و درك نمايد . مغلق و معقّد و پيچيده و در لفّافه سخن گفتن و اصطلاحات زياد به كار بردن و جملاتى از اين قبيل كه « تو بايد سالهاى زياد درس بخوانى تا اين حرف را بفهمى » در