فرزندانتان اين زبان را ياد بگيريد . اگر ياد بگيريد نه تنها ضرر نكردهايد ، خيلى هم سود بردهايد چون يكى از زبانهاى زندهء دنياست . اينهمه انگليسى زبانها زبانشان را تبليغ كردند و آن را آنچنان به ما تحميل كردند كه تا اندرون خانههاى ما نفوذ كرده است ، براى چه ؟ دلشان به حال ما سوخته بود ؟ براى اينكه عادتشان را به ما تحميل كنند ، افكارشان را به ما تحميل كنند ، تمدن خودشان را به ما تحميل كنند ، روح خودشان را بر روح ما تحميل كنند ، براى اينكه روح ما را خرد كنند . چقدر ما مسلمانها غافل بوديم و هستيم ! نه تنها ما ايرانيها ، به هر جاى دنياى اسلام كه انسان قدم مىگذارد ، مىبيند قرنها در خواب بودهاند . خوشبختانه كم كم مسلمانان در حال بيدارى هستند . چقدر انسان بايد متأسف و متأثر باشد كه دو نفر مسلمان از دو كشور مختلف وقتى يكديگر را در مكه يا مدينه ملاقات مىكنند ، زبان يكديگر را نمىفهمند ، بايد با زبان انگليسى تفاهم كنند . اينها نقشههاى سيصد چهارصدساله است . آيا هنوز وقت آن نرسيده كه ما اندكى در مقابل اين نقشهها بيدار شويم ؟ !
« كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ »
« 1 » .
آگاهى و بصيرت ، شرط اساسى امر به معروف و نهى از منكر
اين وظيفهء بزرگ ( امر به معروف و نهى از منكر ) دو ركن ، دو شرط اساسى دارد .
يكى از آنها رشد ، آگاهى و بصيرت است . حالا كه من گفتم امر به معروف و نهى از منكر ، لا بد همهء ما خيال كرديم كه خوب از اينجا برويم و امر به معروف و نهى از منكر كنيم . از شما مىپرسم : اصلًا من و شما مىفهميم كه امر به معروف و نهى از منكر چيست و چگونه بايد انجام شود ؟ تا حالا كه امر به معروف و نهى از منكرهاى ما در اطراف دگمهء لباس و بند كفش مردم بوده است ، در حول و حوش موى سر و دوخت لباس مردم بوده است ! ما اصلًا معروف چه مىشناسيم كه چيست ؟ منكر چه مىشناسيم كه چيست ؟ ما گاهى معروفها را به جاى منكر مىگيريم و منكرها را به جاى معروف . بهتر اينكه ما جاهلها امر به معروف و نهى از منكر نكنيم . چه منكرها كه به نام امر به معروف و نهى از منكر به وجود نيامد ! آگاهى و بصيرت مىخواهد ، خبرت و خبرويّت مىخواهد ؛ دانايى ، روانشناسى و جامعهشناسى مىخواهد تا انسان بفهمد
هامش
( 1 ) . آل عمران / 110 .