تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
اينها متلاشى و هلاك شدند ، تباه و منقرض شدند ، مىفرمايد : به موجب اينكه در آنها نيروى اصلاح نبود ، نيروى امر به معروف و نهى از منكر نبود ، حس امر به معروف و نهى از منكر در ميان اين مردم زنده نبود . حال ببينيم امر به معروف و نهى از منكر چه شرايطى دارد و چگونه ما مىتوانيم امر به معروف و نهى از منكر كنيم . اولًا معروف يعنى چه ؟ منكر يعنى چه ؟ امر به معروف و نهى از منكر يعنى چه ؟ اسلام از باب اينكه نخواسته موضوع امر به معروف و نهى از منكر را به امور معين مثل عبادات ، معاملات ، اخلاقيات ، محيط خانوادگى و . . . محدود كند ، كلمهء عام آورده است : معروف ، يعنى هر كار خير و نيكى . امر به معروف لازم است . نقطهء مقابلش : هر كار زشتى . نگفت شرك يا فسق يا غيبت يا دروغ يا نميمه « 1 » يا تفرقه‌اندازى يا ربا يا ريا ، بلكه گفت : منكر ؛ هرچه كه زشت و پليد است . « امر » يعنى فرمان ، « نهى » يعنى بازداشتن ، جلوگيرى كردن . اما اين فرمان يعنى چه ؟ آيا مقصود از اين فرمان ، فرمان لفظى است ؟ آيا امر به معروف و نهى از منكر فقط در مرحلهء لفظ است ؟ فقط بايد با زبان ، امر به معروف و نهى از منكر كرد ؟ خير ، امر به معروف و نهى از منكر در مرحلهء دل و ضمير هست ، در مرحلهء زبان هست ، در مرحلهء دست و عمل هم هست . تو بايد با تمام وجودت آمر به معروف و ناهى از منكر باشى . از على بن أبي طالب عليه السلام سؤال كردند : اينكه قرآن در مورد بعضى از زنده‌هاى روى زمين مىگويد اينها مرده‌اند ، يعنى چه ؟ « مَيِّتُ الْاحْياء » مردهء در ميان زنده‌ها كيست و چيست ؟ فرمود : مردم چند طبقه‌اند . بعضى وقتى كه منكرات را مىبينند در ناحيهء دل متأثر مىشوند ، تا مغز استخوانشان مىسوزد ، زبانشان به سخن درمىآيد ، انتقاد مىكنند ، مىگويند ، ارشاد مىكنند ؛ به اين مرحله هم قانع نشده وارد مرحلهء عمل مىشوند ، با هر نوع عملى كه شده است ، با مهربانى باشد ، با خشونت باشد ، با زدن باشد ، با كتك خوردن باشد ، بالأخره هر عملى را كه وسيله ببينند براى اينكه با آن منكر مبارزه كنند انجام مىدهند . فرمود : اين يك زندهء به تمام زنده است . بعضى ديگر وقتى كه منكرات را مىبينند دلشان آتش مىگيرد ، به زبان مىگويند ، داد و فرياد مىكنند ، استغاثه مىكنند ، نصيحت مىكنند ، موعظه مىكنند ولى پاى عمل كه در ميان مىآيد ، ديگر مرد عمل نيستند . فرمود : اين هم دو سه خصلت از حيات را داراست ولى
هامش
( 1 ) . سخن‌چينى .