يك خصلت از حيات را ندارد . صنف سوم دلش آتش مىگيرد اما فقط جوش مىزند ، فقط ناراحت مىشود . مثلًا روزنامه را مىخواند ، مىبيند ايام عيد نمىخواهند احترام حسين بن على را حفظ كنند . روزنامهها تبليغ مىكنند ، راديو هم تبليغ مىكند كه از اين فرصت براى تفريح استفاده كنيد . چه نشستهايد ! نصف مردم تهران رفتند ، جاها را گرفتند ، ده روز تعطيلى داريد . اينها را مىخواند ، در دل مىگويد اينها چه كسانى هستند ؟ ! چرا با حسين بن على عليه السلام مبارزه مىكنند ؟ ! چرا يك نفر يك كلمه در روزنامه يا جاى ديگر نمىنويسد كه تفريح وقت زيادى دارد « 1 » . ما مدعى هستيم كه حسين بن على با روح ما پيوند دارد . ما از اين مكتب استفادهها كردهايم و مىكنيم . اين كشور كشور حسين بن على است ، كشور شيعه است . حسين بن على شعار اين ملت است ، شعار اين كشور است . اين ، اهانت به حسين بن على است كه شما اين ايام را به دنبال تفريح و تفنّن برويد ! در روزنامه مىخواند ، جوش هم مىزند اما حاضر نيست يك كلمه حتى به رفيقش بگويد كه احترام حسين بن على را حفظ كن ، تا سوم [ شهادت ] حسين بن على باش .
لااقل اين مقدار احترام أبا عبد اللَّه را حفظ كنيد . ما حسين را نگهدارى نكردهايم ، حسين بوده است كه تاكنون ما را نگهدارى كرده است . به قول اقبال لاهورى :
« هيچ وقت مسلمانان اسلام را نگهدارى نكردهاند ، هميشه اسلام بوده است كه مسلمانان را نگهدارى كرده است . » هر وقت خطر عميقى كشور را تهديد مىكند ، آن وقت مىبينيد مىآيند سراغ على بن أبي طالب و نهج البلاغهاش ، سراغ حسين بن على و ياد او . ما از آن مردمى هستيم كه
« فَإِذا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذا هُمْ يُشْرِكُونَ »
« 2 » . بعضى از مردم سوار كشتى كه مىشوند ، هنگامى كه دريا طوفانى مىشود صداى يا اللَّه يا اللَّه ، خدا خدايشان بلند است با خلوص نيت ، دربارهء چيزى جز خدا فكر نمىكنند . ولى وقتى خدا نجاتشان مىدهد ، به ساحل نجات كه مىرسند ، وقتى خطر را دور مىبينند ، به كلى يادشان مىرود ، منكر خدا مىشوند ، براى خدا مشرك مىسازند . ما در همين كشور خودمان مگر نديديم حدود بيست و پنج
هامش
( 1 ) . [ خوانندهء محترم توجه دارد كه اين سخنرانيها در زمان رژيم منحوس گذشته ايراد شده و تاريخ آنها مقارن با ايام نوروز بوده است . ]
( 2 ) . عنكبوت / 65 .