وجود داشت ، مردم كوفه گرد هم آمدند و امام را دعوت كردند .
عامل سوم ، عامل امر به معروف و نهى از منكر است . اين عامل را خود امام مكرر و با صراحت كامل و بدون آنكه ذكرى از مسألهء بيعت و دعوت اهل كوفه به ميان آورد ، به عنوان يك اصل مستقل و يك عامل اساسى ذكر نموده و به اين مطلب استناد كرده است .
ارزش عامل دعوت مردم كوفه
اين سه عامل از نظر ارزش در يك درجه نيستند . هر كدام در حد معينى به نهضت امام ارزش مىدهند . اما مسألهء دعوت اهل كوفه . ارزشى كه اين عامل مىدهد ، بسيار بسيار ساده و عادى است ( البته ساده و عادى در سطح عمل امام حسين عليه السّلام نه در سطح كارهاى ما ) براى اينكه به موجب اين عامل ، يك استان و يك منطقهاى كه از نيرويى بهرهمند است آمادگى خود را اعلام مىكند . طبق قاعده ، حد اكثر صدى پنجاه احتمال پيروزى وجود داشت . احدى بيش از اين احتمال پيروزى نمىداد . پس از آنكه اهل كوفه امام را دعوت كردند و فرض كنيم اتفاق آراء هم داشتند و در عهد خود باقى مىماندند و خيانت نمىكردند ، كسى نمىتوانست احتمال بدهد كه موفقيت امام صددرصد است چون تمام مردم كه مردم كوفه نبودند . اگر مردم شام را كه قطعاً به آل ابو سفيان وفادار بودند به تنهايى در نظر مىگرفتند ، كافى بود كه احتمال پيروزى را صدى پنجاه تنزل دهد ، به اين جهت كه همين مردم شام بودند كه در دوران خلافت امير المؤمنين با مردم كوفه در صفّين روبرو شدند و توانستند هجده ماه با مردم كوفه بجنگند ، كشته بدهند و مقاومت كنند . ولى به هر حال ، صدى چهل يا صدى سى احتمال موفقيت هست . مردمى اعلام آمادگى مىكنند و امام به دعوت آنها پاسخ مثبت مىدهد . اين ، يك حد معينى از ارزش را داراست كه همان حد عادى است ؛ يعنى بسيارى از افراد عادى در چنين شرايطى پاسخ مثبت مىدهند .
ارزش عامل تقاضاى بيعت و امتناع امام
ولى عامل تقاضاى بيعت و امتناع امام - كه از همان روزهاى اول ظاهر شد - ارزش بيشترى نسبت به مسألهء دعوت ، به نهضت حسينى مىدهد . به جهت اينكه روزهاى اول است ، هنوز مردمى اعلام يارى و نصرت نكردهاند ، دعوت و اعلام