نمىخواهيد ؛ از اين جهت كه آيا خلافت شرعى است يا غير شرعى و من بيعت كنم تا شرعى باشد كه نيست ؛ بيعت مىخواهيد كه مردم ديگر بيعت كنند . گفت : بله . فرمود :
پس بيعت من در اين اتاق خلوت كه ما سه نفر بيشتر نيستيم ، براى شما چه فايدهاى دارد ؟ حاكم گفت : راست مىگويد ، باشد براى بعد . امام فرمود : من بايد بروم . حاكم گفت : بسيار خوب ، تشريف ببريد . مروان حكم گفت : چه مىگويى ؟ ! اگر از اينجا برود معنايش اين است كه بيعت نمىكنم . آيا اگر از اينجا برود بيعت خواهد كرد ؟ ! فرمان خليفه را اجرا كن ! امام گريبان مروان را گرفت و او را بالا برد و محكم به زمين كوبيد ، فرمود : تو كوچكتر از اين حرفها هستى . سپس بيرون رفت و بعد از آن ، سه شب ديگر هم در مدينه ماند . شبها سر قبر پيغمبر اكرم مىرفت و در آنجا دعا مىكرد ، مىگفت :
خدايا راهى جلوى من بگذار كه رضاى تو در آن است .
در شب سوم ، امام سر قبر پيغمبر اكرم « 1 » مىرود ، دعا مىكند و بسيار مىگريد و همانجا خوابش مىبرد . در عالم رؤيا پيغمبر اكرم را مىبيند . خوابى مىبيند كه براى او حكم الهام و وحى را داشت . حضرت فرداى آن روز از مدينه بيرون آمد و از همان شاهراه - نه از بيراهه - به طرف مكه رفت . بعضى از همراهان عرض كردند : « يَا بْنَ رَسُولِ اللَّهِ ! لَوْ تَنَكَّبْتَ الطَّريقَ الْاعْظَمَ » بهتر است شما از شاهراه نرويد ؛ ممكن است مأمورين حكومت ، شما را برگردانند ، مزاحمت ايجاد كنند ، زدوخوردى صورت گيرد .
( يك روح شجاع و قوى هرگز حاضر نيست چنين كارى بكند . ) فرمود : من دوست ندارم شكل يك آدم ياغى و فرارى را به خود بگيرم . از همين شاهراه مىروم ، هرچه خدا بخواهد همان خواهد شد .
هامش
( 1 ) . جايى كه اكنون مدفن مقدس پيغمبر اكرم است ، خانهء پيغمبر و حجرهء عايشه بوده است . پيغمبر اكرم را در قسمت جنوبى اين اتاق دفن كردند به طورى كه فاصلهء صورت مبارك ايشان تا ديوار - آن طورى كه گفتهاند - در حدود يك وجب بيشتر نبود ، و أبو بكر را پشت سر پيغمبر دفن كردند به اين صورت كه سر او محاذى شانههاى پيغمبر از پشت شد . دربارهء عمر اختلاف است ؛ بعضى گفتهاند او را پشت سر أبو بكر دفن كردند كه سر عمر محاذى شانهء أبو بكر شد ولى بعضى ديگر كه ادلّهشان قويتر است ، گفتهاند عمر را در پايين پاى پيغمبر اكرم دفن كردند .
عايشه بعد از اين قضيه [ يعنى رحلت رسول اكرم صلى الله عليه و آله ] وسط خانه ديوار كشيد . قسمت جنوبى ، مدفن پيغمبر اكرم بود و خود در قسمت شمالى خانه زندگى مىكرد . براى اتاقى كه مدفن پيغمبر بود درِ بخصوصى باز كرده بودند كه مردم به زيارت قبر ايشان مىرفتند . آن وقت ( زمان امام حسين ) عايشه هم از دنيا رفته بود ، معلوم نيست كه آن ديوار را برداشته بودند يا نه . حجرهء شريفهاى كه اكنون مدفن پيغمبر اكرم است ، از همان زمان مخصوص زيارت ايشان بود و درِ آن هميشه باز بود .