تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
نوشت به نام « على بن أبي طالب ، صوت العدالة الانسانية » كه اول در يك جلد بود ، بعد خودش آن را تفصيل داد و در پنج شش جلد چاپ شد و از بهترين كتابهايى است كه راجع به حضرت امير عليه السلام نوشته شده است ) . جبران خليل مىگويد : من نمىدانم چه رازى است كه افرادى پيش از زمان خودشان متولد مىشوند ، و على از كسانى است كه پيش از زمان خودش متولد شده است . مىخواهد بگويد على براى زمان خودش خيلى زياد بود . آن زمان ، زمان على نبود . ولى حقيقت بهتر ، همان است كه خود على عليه السلام فرموده است كه اصلًا اين گونه اشخاص در هر زمانى متولد بشوند ، پيش از زمان خودشان متولد شده‌اند . على عليه السلام اگر امروز هم متولد شده بود ، پيش از زمان خودش بود ؛ يعنى آن قدر بزرگند كه زمان خودشان ، هر زمانى باشد ، گنجايش اين را كه بتواند آنها را بشناسد و بشناساند و معرفى كند ، ندارد ؛ بايد مدتها بگذرد ، بعد از مرگشان بار ديگر بازيابى و بازشناسى شوند و به اصطلاح امروز تولد جديد پيدا كنند .

شخصيتهاى بزرگ در زمانهاى بعد بهتر شناخته مىشوند

براى اين موضوع عرض كردم كه مثالهاى زيادى هست . در ميان همهء طبقات همين‌طور است . همين حافظ - كه مثالش را ذكر كردم - آيا در زمان خودش ، همين شهرتى را كه در زمان ما دارد ، داشت ؟ نه . در زمان خودش كسى ديوانش را هم جمع نكرد . خودش هم به خاطر روح عرفانى خاصى كه داشت ، با اينكه به او مىگفتند ، علاقه‌اى به جمع‌آورى آن نداشت . حافظ يك مرد عالم است ؛ يعنى اول يك عالم است ، دوم يك شاعر ، و از اين جهت با سعدى يا فردوسى فرق مىكند . اينها شاعر هستند و مثلًا سى چهل هزار بيت شعر گفته‌اند ، كارشان شاعرى بوده . حافظ كارش شاعرى نبوده ، يك مرد عالم و مدرّس و محقّق بوده است . بعد از مرگش ، رفيقش كه ديوانش را جمع كرده ، اهمّ آن كتابهايى را كه او تدريس مىكرده ذكر نموده است . مفسّر و حافظ قرآن بوده ، تفسير قرآن مىگفته ، كارش اين بوده . خودش هم در يك جا مىگويد :
ز حافظان جهان كس چو بنده جمع نكرد * لطائف حِكَمى با نكات قرآنى
در جاى ديگر مىگويد :
نديدم خوشتر از شعر تو حافظ * به قرآنى كه اندر سينه دارى