تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
باشد ، مىتواند يك عكس العمل منفى باشد در مقابل يك جريان ، و مىتواند يك عكس العمل مثبت باشد در مقابل جريان ديگر . همهء اينها در نهضت امام حسين وجود دارد . اين است كه اين نهضت يك نهضت چندماهيتى شده است ، چطور ؟

عامل تقاضاى بيعت

يكى از عوامل كه به يك اعتبار ( از نظر زمانى ) اولين عامل است ، عامل تقاضاى بيعت است . امام حسين در مدينه است . معاويه قبل از مردنش - كه مىخواهد جانشينى يزيد را براى خود مسلّم كند - مىآيد در مدينه ، مىخواهد از امام بيعت بگيرد . آنجا موفق نمىشود . بعد از مردنش يزيد مىخواهد بيعت بگيرد . بيعت كردن يعنى امضا كردن و صحّه گذاشتن نه تنها روى خلافت شخص يزيد بلكه همچنين روى سنتى كه معاويه پايه‌گذارى كرده است كه خليفهء پيشين خليفهء بعدى را تعيين كند ، نه اينكه خليفهء پيشين برود بعد هم جانشين او را تعيين كنند يا اگر شيعه بودند به نصّى كه از طرف پيغمبر اكرم رسيده است عمل كنند ؛ نه ، يك امرى كه نه شيعه مىگويد و نه سنّى : خليفه‌اى خليفهء ديگر را ، پسر خودش را به عنوان ولىّ عهد المسلمين تعيين كند . بنابراين ، اين بيعت تنها امضا كردن خلافت آدم ننگينى مانند يزيد نيست ؛ امضا كردن سنتى است كه براى اولين بار وسيلهء معاويه مىخواست پايه‌گذارى بشود . در اينجا آنها از امام حسين بيعت مىخواهند ، يعنى از ناحيهء آنها يك تقاضا ابراز شده است ؛ امام حسين عكس العمل نشان مىدهد ، عكس العمل منفى . بيعت مىخواهيد ؟ نمىكنم . در اينجا عمل امام حسين عمل منفى است ، از سنخ تقواست ، از سنخ اين است كه هر انسانى در جامعهء خودش مواجه مىشود با تقاضاهايى كه به شكلهاى مختلف : به صورت شهوت ، به صورت مقام ، به صورت ترس و ارعاب ، از او مىشود و بايد در مقابل آنها بگويد نه ، يعنى تقوا . آنها مىگويند : بيعت ، امام حسين مىگويد : نه . تهديد مىكنند ، مىگويد : حاضرم كشته بشوم و حاضر نيستم بيعت كنم . تا اينجا اين نهضت ماهيت عكس العملى ، آن هم عكس العمل منفى در مقابل يك تقاضاى نامشروع دارد و به تعبير ديگر ، ماهيتش ماهيت تقواست ، ماهيت قسمت اولِ « لا إله إلا الله » * يعنى « لا الهَ » است ؛ در مقابل تقاضاى نامشروع ، « نه » گفتن است ( تقوا ) .