تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
نمىدهد كه قيام او حالت انفجارى داشته باشد . چرا امام حسين در هر فرصتى مىخواهد اصحابش را به بهانه‌اى مرخص كند ؟ دائماً به آنها مىگويد : آگاه باشيد كه اينجا آب و نانى نيست ، قضيه خطر دارد . حتى در شب عاشورا با زبان خاصى با آنها صحبت مىكند : من اصحابى از اصحاب خودم بهتر و اهل بيتى از اهل بيت خودم فاضلتر سراغ ندارم . از همهء شما تشكر مىكنم ، از همه‌تان ممنونم . اينها جز با من با كسى از شما كارى ندارند . شما اگر بخواهيد برويد و آنها بدانند كه شما خودتان را از اين معركه خارج مىكنيد ، به احدى از شما كارى ندارند . اهل بيت من در اين صحرا كسى را نمىشناسند ، منطقه را بلد نيستند . هر فردى از شما با يكى از اهل بيت من خارج شود و برود . من اينجا خودم هستم تنها . چرا ؟ رهبرى كه مىخواهد از ناراحتى و نارضايتى مردم استفاده كند كه چنين حرفى نمىزند ؛ همواره از تكليف شرعى مىگويد . البته تكليف شرعى هم بود و امام حسين از گفتن آن نيز غفلت نكرد اما مىخواست آن تكليف شرعى را در نهايت آزادى و آگاهى انجام بدهند . خواست به آنها بگويد دشمن ، شما را محصور نكرده ، از ناحيهء دشمن اجبار نداريد . اگر از تاريكى شب استفاده كنيد و برويد ، كسى مزاحمتان نمىشود . دوست هم شما را مجبور نمىكند . من بيعت خودم را از شما برداشتم . اگر فكر مىكنيد كه مسألهء بيعت براى شما تعهد و اجبار به وجود آورده است ، بيعت را هم برداشتم . يعنى فقط انتخاب و آزادى . بايد در نهايت آگاهى و آزادى و بدون اينكه كوچكترين احساس اجبارى از ناحيهء دشمن يا دوست بكنيد ، مرا انتخاب كنيد . اين است كه به شهداى كربلا ارزش مىدهد و الّا طارق بن زياد در جنگ اسپانيا ، وقتى كه اسپانيا را فتح كرد و كشتيهاى خود را از آن دماغه عبور داد ، همينقدر كه عبور داد ، دستور داد كه آذوقه به اندازهء بيست و چهار ساعت نگه دارند و زيادتر از آن را هر چه هست آتش بزنند و كشتيها را هم آتش بزنند . بعد سربازان و افسران را جمع كرد ، اشاره كرد به درياى عظيمى كه در آنجا بود ، گفت : أيّها النّاس ! دشمن روبروى شما و دريا پشت سر شماست . اگر بخواهيد فرار كنيد جز غرق شدن در دريا راه ديگرى نداريد ، كشتىاى ديگر وجود ندارد . غذا هم - اگر بخواهيد تنبلى كنيد - جز براى بيست و چهار ساعت نداريد ، بعد از آن خواهيد مرد . بنابراين نجات شما در زدن و از بين بردن دشمن است . غذاى شما در چنگ دشمن است . راهى جز اين نداريد . يعنى برايشان اجبار به وجود آورد . اين سرباز اگر تا آخرين قطرهء خونش نجنگد ، چه بكند ؟