اما امام حسين با اصحاب خودش بر ضد طارق بن زياد عمل كرد ، نگفت : دشمن اينجاست ، از اين طرف برويد شما را از بين مىبرد ، از آن طرف هم برويد شما را نابود مىكند . بنابراين ديگر راهى نيست غير از اينكه روغن چراغ ريخته را بايد نذر امامزاده كرد . شما كه به هر حال كشته مىشويد ؛ حالا كه كشته مىشويد ، بياييد با من كشته شويد . آن گونه شهادت ارزش نداشت . يك سياستمدار اينجور عمل مىكند .
گفت : نه دريا پشت سرت است و نه دشمن روبرويت ، نه دوست تو را اجبار كرده است و نه دشمن ، هر كدام را كه مىخواهى انتخاب كن ؛ در نهايت آزادى .
پس انقلاب امام حسين ، در درجهء اول بايد بدانيم كه انقلاب آگاهانه است ، هم از ناحيهء خودش و هم از ناحيهء اهل بيت و يارانش ؛ انفجار نيست .
نهضت چندماهيتى
انقلاب آگاهانه مىتواند ماهيتهاى مختلف داشته باشد . اتفاقاً در قضاياى امام حسين ، عوامل زيادى مؤثر است كه اين عوامل سبب شده است كه نهضت امام حسين يك نهضت چندماهيتى باشد نه تك ماهيتى . يكى از تفاوتهايى كه ميان پديدههاى اجتماعى و پديدههاى طبيعى هست اين است كه پديدهء طبيعى بايد تك ماهيتى باشد ، نمىتواند چندماهيتى باشد . يك فلز در آنِ واحد نمىتواند كه هم ماهيت طلا را داشته باشد و هم ماهيت مس را . ولى پديدههاى اجتماعى مىتوانند در آن واحد چندماهيتى باشند . خود انسان يك اعجوبهاى است كه در آنِ واحد مىتواند چندماهيتى باشد .
اينكه سارتر و ديگران گفتهاند كه انسان وجودش بر ماهيتش تقدم دارد ، اين مقدارش درست است . نه به تعبيرى كه آنها مىگويند درست است ، يك چيز علاوهاى هم در اينجا هست و آن اينكه انسان در آن واحد مىتواند چند ماهيت داشته باشد ؛ مىتواند ماهيت فرشته داشته باشد ، در همان حال ماهيت خوك هم داشته باشد ، در همان حال ماهيت پلنگ هم داشته باشد كه اين ، داستان عظيمى است در فرهنگ و معارف اسلامى .
پديدهء اجتماعى مىتواند چندماهيتى باشد . اتفاقاً قيام امام حسين از آن پديدههاى چندماهيتى است ، چون عوامل مختلف در آن اثر داشته است . مثلًا يك نهضت مىتواند ماهيت عكس العملى داشته باشد يعنى صرفاً عكس العمل باشد ، و مىتواند ماهيت آغازگرى داشته باشد . اگر يك نهضت ماهيت عكس العملى داشته