وظيفه و رسالت را ، چه براى علماى امت و به تعبير ديگر خواص و چه براى تودهء مردم و به تعبير ديگر عوام ، عرض بكنم ، دو مطلب ديگر را مقدمتاً عرض مىكنم : يكى اينكه نگاهى به گذشته بكنيم ، ببينيم مسئول اين تحريفات چه كسانى هستند ؟ آيا خواص و علما مسئول اين تحريفاتاند يا توده و عوام الناس ؟ امروز وظيفه چيست و وظيفهء كيست يك مطلب است ، در گذشته مقصر و مسئول كيست مطلب ديگرى است .
معمولًا در اين گونه قضايا علما تقصير را به گردن عوام مىاندازند و عوام به گردن علما .
علما معمولًا مىگويند تقصير اين عوام الناس است ، تقصير جهالت اين مردم است ، از بس كه اين مردم جاهل و نادانند و از بس كه اين مردم نالايق و ناشايسته هستند ! اينها سزاوار همين مهملاتاند ، شايستهء حقايق نيستند .
داستانى است ، من از مرحوم آية اللَّه صدر ( اعلى اللَّه مقامه ) شنيدم ، كه تاج نيشابورى حرفهاى مفت در منبر مىگفت . كسى به او اعتراض كرد كه اينها چيست ؟ ! اين همه اجتماع مىشود چرا دو كلمه حرف حسابى نمىزنى ؟ گفت مردم لايق نيستند . بعد هم با يك دليلى به اصطلاح ثابت كرد . ولى مردم عوام هم يعنى تودهء مردم هم منطقى در برابر خواص دارند و اين منطق را اغلب به كار مىبرند ؛ مىگويند ماهى از سر گَنده گردد نى ز دُم ؛ علما به منزلهء سر ماهى هستند و ما دُم ماهى .
هم خواص مسئولند و هم عوام
ولى حقيقت اين است كه در اين تقصير هم خواص مسئول هستند و هم عوام ، هر دو . راجع به مسئول بودن و مقصر بودن خواص و علما شايد چندان احتياجى به توضيح نباشد ، بعد ضمن بيان وظيفهء علما خواهم گفت ، ولى اين را بدانيد كه عامهء مردم و تودهء مردم هم در اين مسائل شريكاند ، به همان اندازه و شايد احياناً بيشتر . بلكه در اينطور مسائل ، اين تودهء مردم هستند كه حقايق كُشى مىكنند و خرافات را اشاعه مىدهند .
حديث معروفى است و علما براى آن اعتبار قائل شدهاند . شخصى از امام صادق عليه السلام دربارهء آيهء شريفهء :
« وَ مِنْهُمْ أُمِّيُّونَ لا يَعْلَمُونَ الْكِتابَ إِلَّا أَمانِيَّ »
« 1 » كه خدا از عوام يهود در آنجا انتقاد مىكند ( با اينكه خدا اين عوام را بىسواد ، امّى و درس ناخوانده معرفى
هامش
( 1 ) . بقره / 78 .