تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 626

مساهمون:

ص٦٢٦
مىكنند .
خون ، شهيدان را ز آب اولىتر است * اين گنه از صد ثواب اولىتر است
قسم سوم را هم اصطلاحاً « جهاد » مىگويند اما جهادى كه همهء احكامش مثل جهاد نيست ، اجرش مثل اجر جهاد است ، فردش شهيد است ؛ و آن اين است كه اگر فردى در قلمرو اسلام نباشد ، در قلمرو كفار باشد و آن محيطى كه او در قلمرو آن است مورد هجوم يك دستهء ديگر از كفار قرار بگيرد به طورى كه خطر تلف شدن او نيز كه در ميان آنهاست وجود داشته باشد ( مثلًا فردى در فرانسه است ، بين آلمان و فرانسه جنگ در مىگيرد ) ، يك آدمى كه اساساً جزء آنها نيست در اينجا چه وظيفه‌اى دارد ؟ وظيفه دارد كه جان خودش را به هر شكل هست حفظ كند ، و اگر بداند كه حفظ جانش موقوف به اين است كه عملًا بايد وارد جنگ شود و اگر نشود جانش در خطر است ، نه براى همدردى با آن محيطى كه در آنجا هست بلكه براى حفظ جان خودش بايد بجنگد ، و اگر كشته شد اجرش مانند اجر شهيد است . كما اينكه موارد ديگرى هم داريم كه در اسلام اينها را نيز شهيد و مانند مجاهد مىنامند اگرچه حكم شهيد را ندارند در اينكه با همان لباسشان و بدون غسل دفنشان كنند و بعضى احكام ديگر . از جملهء اين موارد اين است كه كسى مورد حملهء دشمن قرار بگيرد كه قصد جانش يا قصد مالش و يا قصد ناموسش را دارد ، ولو اينكه آن دشمن مسلمان باشد . مثلًا انسان در خانهء خودش خوابيده ، يك دزد ( حتى دزدى كه مسلمان است و ممكن است از آن دزدهاى - به قول حاجى كلباسى - نماز شب خوان هم باشد « 1 » ، ولى به هر حال دزد است ) آمده و حمله كرده به اين خانه و مىخواهد مال او را ببرد . آيا در اينجا انسان مىتواند از مال خودش دفاع كند ؟ بله . مىگوييد احتمال كشته شدن هم هست . ولو انسان صدى ده احتمال بدهد ، حفظ جان در صدى ده احتمال هم واجب است . اما در اينجا چون مقام دفاع از مال است ، تا حدود صدى پنجاه هم مىتواند جلو برود . اما اگر خطرِ غير مال مثل ناموس يا جان در كار باشد ، با صددرصد يقين به اينكه كشته مىشود هم بايد قيام كند ، بايد دفاع كند ، بايد بجنگد و نبايد بگويد خوب ، او قصد كشتن مرا دارد ، من چكار بكنم ؟
هامش
( 1 ) [ اشاره به آن داستان است كه به حاجى كلباسى گفتند فلان خانه را نيمه شب دزد زده است ، گفت : پس آن دزد كى نماز شبش را خوانده است ؟ ! ]