تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 607

مساهمون:

ص٦٠٧
جمله عجيب است : و كَلَبش داشت فزونى مىگرفت . كَلَب يعنى هارى . سگ وقتى كه هار مىشود و به اصطلاح عاميانه ديوانه مىشود ، بيمارى خاصى پيدا مىكند . وقتى كه اين حيوان اين بيمارى را پيدا مىكند ، ديگر آشنا و غيرآشنا و صاحب و غيرصاحب نمىشناسد ، به هر انسانى يا حيوانى كه مىرسد گاز مىگيرد و نيش خودش را در بدن او فرو مىكند و بعد ، از لعاب دهان او ميكروب اين بيمارى وارد خون طرف مىشود و بعد از مدتى او هم هار مىشود . يعنى يك سگ هار اگر يك اسب را بگزد ، آن اسب بعد از مدتى هار مىشود ، اگر يك انسان را هم بگزد ، آن انسان بعد از مدتى هار مىشود . على عليه السلام مىگويد : اين مقدس مآب‌ها به صورت يك سگ هار درآمده بودند و مانند سگ هار با هركس تماس مىگرفتند او را هم مثل خودشان هار مىكردند . همين‌طور كه اگر مردم ببينند يك سگ هار شده است ، هر كسى به خودش حق مىدهد كه او را اعدام كند براى اينكه نگزد و ديگران را هار نكند ، من اين سگهاى هار را ديدم ، و ديدم چاره‌اى غير از اعدام اينها نيست ؛ اگر نه ، طولى نمىكشد كه بيمارى هارى خودشان را به جامعهء اسلامى سرايت مىدهند و جامعهء اسلامى را در جمود و تقشّر و تحجّر و حماقت و نادانى فرو مىبرند . من خطر [ براى ] اسلام را پيش بينى مىكردم . من بودم كه چشم اين فتنه را درآوردم ، غير از من احدى جرأت چنين كارى را نداشت ، پس از آنكه موج تاريكى و شبهه و شك دربارهء اينها بالا گرفته بود و هارى اينها فزونى يافته بود و روز به روز به ديگران سرايت مىكرد .

مميّزات خوارج

خوارج مميّزاتى داشتند . يكى از مميّزات اينها همان مسألهء شجاعت و فداكارى زياد اينها بود . چون روى عقيده كار مىكردند ، فداكار بودند ، و عجيب هم فداكار بودند . داستانهاى عجيبى از فداكاريهاى اينها هست . خاصيت دومشان اين بود كه اينها متنسّك بودند يعنى متعبّد بودند ، زياد عبادت مىكردند . اين آن چيزى بود كه ديگران را زياد به شك و شبهه مىانداخت كه على فرمود : غير از من كسى ديگر جرأت نمىكرد اينها را بكشد . خاصيت سومى كه اينها داشتند همان جهالت و نادانى