تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 604

مساهمون:

ص٦٠٤
مىكند ؟ على به حكم اينكه :
« وَ إِذا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَ أَنْصِتُوا »
« 1 » يعنى هر وقت ديديد قرآن مىخوانند استماع كنيد ، گوش كنيد ، تا او شروع كرد به خواندن اين آيه ، سكوت كرد و گوش كرد . وقتى كه تمام كرد ، نماز را ادامه داد . تا ادامه داد ، دو مرتبه همان آيه را تكرار كرد . باز على سكوت كرد و آيهء او را گوش كرد . وقتى او تمام كرد ، نماز را ادامه داد . بار سوم يا چهارم كه او شروع كرد ، ديگر على اعتنا نكرد و اين آيه را خواند :
« فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَ لا يَسْتَخِفَّنَّكَ الَّذِينَ لا يُوقِنُونَ »
« 2 » و نمازش را ادامه داد .

اصول مذهب خوارج

آيا خوارج به اين مقدار قناعت كردند ؟ اگر قناعت مىكردند ، مشكل بزرگى براى على نبودند . كم كم دور هم جمع شدند ، جمعيت و حزبى تشكيل دادند بلكه فرقه‌اى تشكيل دادند ، يك فرقهء اسلامى ( اينكه مىگويم « اسلامى » نه واقعاً جزء مسلمانان هستند ؛ اينها از نظر ما كافرند ) و مذهبى در دنياى اسلام ابداع كردند ، براى مذهب خودشان اصول و فروعى ساختند ؛ گفتند : كسى از ماست كه اولًا معتقد باشد كه هم عثمان كافر است ، هم على ، هم معاويه ، و هم كسانى كه به حكميت تسليم شدند ، خود ما هم كافر شديم ولى ما توبه كرديم ، و فقط هر كسى كه توبه كند مسلمان است . همچنين گفتند : امر به معروف و نهى از منكر شرط ندارد ؛ در مقابل هر امام جائر و هر پيشواى ظالمى در هر شرايطى بايد قيام كرد ولو با يقين به اينكه قيام بىفايده است . اين هم يك چهرهء خشن عجيبى به اينها داد . اصل ديگرى كه براى مذهب خودشان تأسيس كردند كه باز حاكى از تنگ نظرى و جهالت اينها بود ، اين بود كه گفتند : اساساً عمل جزء ايمان است و ايمان منفكّ از عمل نداريم . مسلمان به گفتن « اشْهَدُ انْ لا الهَ الَّا اللَّهُ وَ اشْهَدُ انَّ مُحَمَّداً رَسولُ اللَّهِ » مسلمان نيست . مسلمان اگر نمازش را خواند ، روزه‌اش را گرفت ، شراب نخورد ، قمار نكرد ، زنا نكرد ، دروغ نگفت ، و اگر از هر گناه كبيره‌اى پرهيز كرد ، تازه اولِ اسلامش است . و اگر مسلمان يك دروغ بگويد ، اصلًا او كافر است ، نجس است
هامش
( 1 ) اعراف / 204 . ( 2 ) روم / 60 .