پشم بگزينى شتر نبود تو را * ور بود اشتر چه قسمت پشم را
اين كه دنيا و آخرت تابع و متبوعند و دنياگرايى تابع گرايى است و مستلزم محروميت از آخرت است و اما آخرت گرايى متبوع گرايى است و خود به خود دنيا را به دنبال خود مىكشد ، تعليمى است كه از قرآن كريم آغاز شده است . از آيات 145 - 148 آل عمران بهطور صريح و از آيات 18 و 19 سورهء اسراء و آيهء 20 سورهء شورى بهطور اشارهء نزديك به صريح ، اين مطلب كاملًا استفاده مىشود .
چنان باش كه هميشه زندهاى و چنان باش كه فردا مىميرى .
2 . حديث معروفى است كه در كتب حديث و غير حديث نقل شده و جزء وصاياى حضرت امام مجتبى عليه السلام در مرض وفات نيز آمده است به اين مضمون :
كُنْ لِدُنْياكَ كَأَنَّكَ تَعيشُ ابَداً وَ كُنْ لِاخِرَتِكَ كَأَنَّكَ تَموتُ غَداً « 1 » .
براى دنيايت چنان باش كه گويى جاويدان خواهى ماند و براى آخرتت چنان باش كه گويى فردا مىميرى .
اين حديث معركهء آراء و عقايد ضد و نقيض شده است . برخى مىگويند مقصود اين است كه در كار دنيا سهل انگارى كن ، شتاب به خرج نده ، هر وقت كارى مربوط به زندگى دنيا پيش آمد بگو « دير نمىشود » ، وقت باقى است ولى نسبت به كار آخرت هميشه چنين فكر كن كه بيش از يك روز فرصت ندارى ، هر وقت كار مربوط به آخرت پيش آمد بگو وقت بسيار تنگ است و « دير مىشود » .
بعضى ديگر به حكم اينكه ديدهاند باورى نيست كه اسلام دستور سهل انگارى بدهد ، روش و سيرت اولياى دين هرگز چنين نبوده است ، گفتهاند مقصود اين است كه در كار دنيا همواره فكر كن كه جاويدان خواهى ماند ، پس به هيچ وجه كوچك مشمار و كارها را به صورت موقت و به بهانهء اينكه عمر اعتبار ندارد سرسرى انجام
هامش
( 1 ) . وسائل ، ج 2 / ص 535 ، چاپ اميربهادر ( حديث 2 از باب 82 از ابواب مقدمات تجارت ) .