است ، تنها تعلق و وابستگىاى است كه توقف و انجماد نيست ، تنها غيرپرستى است كه از خود بىخود شدن و با خود بيگانه شدن نيست ، چرا ؟ زيرا او كمال هر موجود است ، مقصد و مقصود فطرى همهء موجودات است :
« وَ أَنَّ إِلى رَبِّكَ الْمُنْتَهى »
« 1 » .
اكنون به نقطهاى رسيدهايم كه مىتوانيم بيان قرآن را در زمينهء اينكه فراموشى خدا فراموشى خود است ، باختن خدا باختن همه چيز است ، بريدن با خدا سقوط مطلق است ، توضيح دهيم .
هامش
( 1 ) . نجم / 42 .