اسلام همه چيز بر اساس خير و حكمت و حسن و غايت آفريده شده است :
« الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ . »
« 1 » .
« ما تَرى فِي خَلْقِ الرَّحْمنِ مِنْ تَفاوُتٍ . »
« 2 » .
عليهذا منطق اسلام در مورد ذمّ دنيا هرگز متوجه جهان آفرينش نيست .
جهان بينى اسلامى كه بر توحيد خالص بنا شده است ، بر روى توحيد در فاعليت تكيهء فراوان كرده است ؛ شريكى در مُلك خدا قائل نيست . اينچنين جهان بينى نمىتواند بدبينانه باشد . انديشهء چرخ كجمدار و فلك كج رفتار يك انديشهء اسلامى نيست . پس ذمّ دنيا متوجه چيست ؟
دنياى مذموم
معمولًا مىگويند آنچه از نظر اسلام مذموم و مطرود است علاقهء به دنياست . اين سخن ، هم درست است و هم نادرست . اگر مقصود از علاقه ، صرف ارتباط عاطفى است ، نمىتواند سخن درستى باشد ، چون انسان در نظام كلى خلقت همواره با يك سلسله علايق و عواطف و تمايلات آفريده مىشود و اين تمايلات جزء سرشت او است ، او خودش اينها را كسب نكرده است . و بعلاوه ، اين علايق زائد و بى جا نيست .
همان طورى كه در بدن انسان هيچ عضو زائدى وجود ندارد ( حتى يك مويين رگ اضافى در كار نيست ) هيچ عاطفه و علاقهء طبيعى زائدى هم وجود ندارد . تمام تمايلات و عواطف سرشتى بشر متوجه هدفها و غاياتى حكيمانه است .
قرآن كريم اين عواطف را به عنوان آيات و نشانههايى از تدبير الهى و حكمتهاى ربوبى ياد مىكند :
وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً
« 3 » .
هامش
( 1 ) . سجده / 7 .
( 2 ) . ملك / 3 .
( 3 ) . روم / 21 .