مىكرد ؛ هنگامى هم كه به خلافت رسيد ، در صدر برنامهاش مبارزه با همين وضع بود .
وجههء عام سخن مولى
اين مقدمه كه گفته شد براى اين است كه وجههء خاص سخن اميرالمؤمنين در مورد دنياپرستى كه متوجه يك پديدهء مخصوص اجتماعى آن عصر بود روشن شود .
از اين وجههء خاص كه بگذريم ، بدون شك وجههاى عام نيز هست كه اختصاص به آن عصر ندارد ، شامل همهء عصرها و همهء مردم است و جزء اصول تعليم و تربيت اسلامى است ؛ منطقى است كه از قرآن كريم سرچشمه گرفته و در كلمات رسول خدا و اميرالمؤمنين و ساير ائمهء اطهار و اكابر مسلمين تعقيب شده است . اين منطق است كه دقيقاً بايد روشن شود . ما در بحث خود بيشتر متوجه وجههء عام سخن اميرالمؤمنين هستيم ، وجههاى كه از آن وجهه همهء مردم در همهء زمانها مخاطب على هستند .
زبان مخصوص هر مكتب
هر مكتب زبان مخصوص به خود دارد ؛ براى درك مفاهيم و مسائل آن مكتب بايد با زبان مخصوص آن مكتب آشنا شد .
از طرف ديگر ، براى فهم زبان خاص آن مكتب بايد در درجهء اول بينش كلى آن را در بارهء هستى و جهان و حيات و انسان و به اصطلاح جهان بينى آن را به دست آورد .
اسلام جهان بينى روشنى در بارهء هستى و آفرينش دارد ؛ با ديد ويژهاى به حيات و زندگى انسان مىنگرد .
از جمله اصول جهان بينى اسلامى اين است كه هيچ گونه ثنويتى در هستى نيست .
آفرينش از نظر بينش توحيدى اسلام به دو بخش « بايد » و « نبايد » تقسيم نمىشود ؛ يعنى چنين نيست كه برخى موجودات خير و زيبا هستند و مىبايست آفريده شوند ولى برخى ديگر شر و نازيبا هستند و نمىبايست آفريده شوند و آفريده شدند .
در جهان بينى اسلامى اينچنين منطقى كفر و منافى با اصل توحيد است . از نظر