تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 540

مساهمون:

ص٥٤٠
گياهها چطور ؟ گياه هم مانند حيوان است . لااقل قسمتى از آنچه مىتوان آن را - ولو با تشبيه و مسامحه - « هنر » گياه ناميد ، مشروط به برداشت كمتر است از طبيعت . على عليه السلام به اين نكته نيز اشاره مىكند و از گياهان مَثَلى مىآورد . در يكى از نامه هايش پس از آنكه زندگى زاهدانه و قانعانه و كم برداشت خويش را براى يكى از فرماندارانش تشريح مىكند و او را ترغيب مىنمايد كه در زندگى اين راه را پيشه سازد ، مىفرمايد : « مثل اين است كه اعتراض معترض را مىشنوم كه اگر برداشت على اين اندازه كم باشد ، بايد به علت ضعف قادر به هماوردى با دلاوران نباشد . پس چگونه است كه هيچ دلاورى تاب هماوردى او را ندارد ؟ ولى اشتباه مىكنند . آن كه با سختيهاى زندگى دست به گريبان است ، نيرومندتر و آبديده‌تر از كوره بيرون مىآيد ؛ همانا چوب درخت صحرايى كه دست باغبان نوازشش نمىدهد و هر لحظه به سراغش نمىرود و با محروميتها همواره در نبرد است محكمتر ، باصلابت‌تر و آتشش فروزانتر و ديرپاتر است . » « 1 » اين قانون كه بر جانداران حاكم است ، بر انسان بماهو انسان ( يعنى از نظر خصلتهاى خاص انسانى ، از نظر همان چيزها كه به نام « شخصيت انسانى » ناميده مىشود ) به درجاتى بيشتر حكومت مىكند . كلمهء « زهد » با همهء مفهوم عالى و انسانى كه دارد سرنوشت شومى پيدا كرده است و مخصوصاً در عصر ما ظالمانه محكوم مىشود . در مفهوم اين كلمه غالباً تحريف و اشتباهكارى به عمد يا غيرعمد رخ مىدهد ؛ گاهى مساوى با تظاهر و ريا معرفى مىشود و گاهى مرادف با « رهبانيت و عزلت و گوشه گيرى » . هر كسى در بارهء اصطلاحات شخصى خود مختار است كه اين الفاظ را به هر معنى كه مىخواهد استعمال كند ، اما هرگز نمىتوان مفهوم و اصطلاح ديگرى را به
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، نامهء 45 .