تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 484

مساهمون:

ص٤٨٤
پسر عباس ! عثمان جز اين نمىخواهد كه حالت من حالت شتر آبكش باشد كه كارش اين است در يك مسير معين هى برود و برگردد . عثمان پيام فرستاد كه از مدينه خارج شوم ، سپس پيام داد كه برگردم ، اكنون بار ديگر تو را فرستاده كه از مدينه خارج شوم . به خدا قسم آنقدر از عثمان دفاع كردم كه مىترسم گنهكار باشم . 5 . از همه شديدتر آن چيزى است كه در خطبهء « شقشقيه » آمده است : الى انْ قامَ ثالِثُ الْقَوْمِ نافِجاً حِضْنَيْهِ بَيْنَ نَثيلِهِ وَ مُعْتَلَفِهِ وَقامَ مَعَهُ بَنو ابيهِ يَخْضِمونَ مالَ اللَّهِ خَضْمَ الْابِلِ نِبْتَةَ الرَّبيعِ ، الى انِ انْتَكَثَ فَتْلُهُ وَ اجْهَزَ عَلَيْهِ عَمَلُهُ وَ كَبَتْ بِهِ بِطْنَتُهُ « 1 » . تا آنكه سومين آن گروه بپاخاست آكنده شكم ميانِ سرگين و چرا گاهش . خويشاوندان وى نيز قد علم كردند و مال خدا را با تمام دهان مانند شتر كه علف بهارى را مىخورد ، خوردن گرفتند تا آنگاه كه رشته‌اش باز شد و كارهاى ناهنجارش مرگش را رساند و شكم پرستى او را به سر درآورد . ابن ابى الحديد در شرح اين قسمت مىگويد : « اين تعبيرات از تلخترين تعبيرات است و به نظر من از شعر معروف حطيئه كه گفته شده است هجوآميزترين شعر عرب است ، شديدتر است . » . شعر معروف حطيئه اين است :
دع المكارم لا ترحل لبغيتها * و اقعد فانك انت الطاعم الكاسى
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، خطبهء 3 .