تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 468

مساهمون:

ص٤٦٨
چه كسى از من به پيغمبر در زمان حيات و بعد از مرگ او سزاوارتر است ؟

قرابت و نسب

چنان كه مىدانيم پس از وفات رسول اكرم صلى الله عليه و آله سعدبن ابى عبادهء انصارى مدعى خلافت شد و گروهى از افراد قبيله‌اش دور او را گرفتند . سعد و اتباع وى محل سقيفه را براى اين كار انتخاب كرده بودند ، تا آنكه ابوبكر و عمر و ابوعبيدهء جرّاح آمدند و مردم را از توجه به سعدبن ابى عباده بازداشتند و از حاضرين براى ابوبكر بيعت گرفتند . در اين مجمع سخنانى ميان مهاجران و انصار رد و بدل شد و عوامل مخالفى در تعيين سرنوشت نهايى اين جلسه تأثير داشت . يكى از به اصطلاح برگهاى برنده‌اى كه مهاجران و طرفداران ابوبكر مورد استفاده قرار دادند اين بود كه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله از قريش است و ما از طايفهء پيغمبريم . ابن ابى الحديد در ذيل شرح خطبهء 65 مىگويد : « عمر به انصار گفت : عرب هرگز به امارت و حكومت شما راضى نمىشود زيرا پيغمبر از قبيلهء شما نيست ، ولى عرب قطعاً از اين كه مردى از فاميل پيغمبر صلى الله عليه و آله حكومت كند امتناع نخواهد كرد . . . كيست كه بتواند با ما در مورد حكومت و ميراث محمدى معارضه كند و حال آنكه ما نزديكان و خويشاوندان او هستيم . » . و باز چنان كه مىدانيم على عليه السلام در حين اين ماجراها مشغول وظايف شخصى خود در مورد جنازهء پيغمبر صلى الله عليه و آله بود . پس از پايان اين جريان ، على عليه السلام از افرادى كه در آن مجمع حضور داشتند استدلالهاى طرفين را پرسيد و استدلال هر دو طرف را انتقاد و رد كرد . سخنان على عليه السلام در اينجا همانهاست كه سيدرضى آنها را در خطبهء 66 آورده است : على عليه السلام پرسيد : انصار چه مىگفتند ؟ . گفتند : حكمفرمايى از ما و حكمفرماى ديگرى از شما باشد . - چرا شما بر رد نظريهء آنها به سفارشهاى پيغمبر اكرم دربارهء آنها استدلال
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 468 | مرتضى مطهرى