مقام ممتاز اهل بيت
مَوْضِعُ سِرِّهِ وَلَجَأُ امْرِهِ وَ عَيْبَةُ عِلْمِهِ وَ مَوْئِلُ حِكَمِهِ وَ كُهوفُ كُتُبِهِ وَ جِبالُ دِينِهِ ؛ بِهِمْ اقامَ انْحِناءَ ظَهْرِهِ وَ اذْهَبَ ارْتِعادَ فَرائِصِهِ . . . لايُقاسُ بِالِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ و الِهِ مِنْ هذِهِ الْامَّةِ احَدٌ وَ لايُسَوّى بِهِمْ مَنْ جَرَتْ نِعْمَتُهُمْ عَلَيْهِ ابَدَاً ، هُمْ اساسُ الدّينِ وَ عِمادُالْيَقينِ ، الَيْهِمْ يَفى ءُ الْغالى وَ بِهِمْ يَلْحَقُ التّالى وَ لَهُمْ خَصائِصُ حَقِّ الْوِلايَةِ وَ فيهِمُ الْوَصِيَّةُ وَ الْوِراثَةُ ، الْانَ اذْ رَجَعَ الْحَقُّ الى اهْلِهِ وَ نُقِلَ الى مُنْتَقَلِهِ « 1 » .
جايگاه راز خدا ، پناهگاه دين او ، صندوق علم او ، مرجع حكم او ، گنجينههاى كتابهاى او و كوههاى دين او مىباشند . به وسيلهء آنها پشت دين را راست كرد و تزلزلش را مرتفع ساخت . . . احدى از امت با آل محمد صلى الله عليه و آله قابل قياس نيست . كسانى را كه از نعمت آنها متنعماند ، با خود آنها نتوان هم ترازو كرد . آنان ركن دين و پايهء يقيناند . تندروان بايد به آنان ( كه ميانه روند ) برگردند و كندروان بايد سعى كنند به آنان برسند . شرايط ولايت امور مسلمين در آنها جمع است و پيغمبر در بارهء آنها تصريح كرده است و آنان كمالات نبوى را به ارث بردهاند . اين هنگام است زمانى كه حق به اهلش بازگشته ، به جاى اصلى خود منتقل گشته است .
آنچه در اين چند جمله به چشم مىخورد ، برخوردارى اهل بيت از يك معنويت فوق العاده است كه آنان را در سطحى ما فوق سطح عادى قرار مىدهد ، و در چنين سطحى احدى با آنان قابل مقايسه نيست . همچنانكه در مسألهء نبوت مقايسه كردن افراد ديگر با پيغمبر غلط است ، در امر خلافت و امامت نيز با وجود افرادى در اين سطح ، سخن از ديگران بيهوده است .
نَحْنُ شَجَرَةُ النُّبُوَّةِ وَ الرِّسالَةِ وَ مُخْتَلَفُ الْمَلائِكَةِ وَ مَعادِنُ الْعِلْمِ وَ يَنابيع
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، خطبهء 2 .