برسان ، اگر نكنى رسالت الهى را ابلاغ نكردهاى .
به كدام موضوع اسلامى اين اندازه اهميت داده شده است ؟ كدام موضوع ديگر است كه ابلاغ نكردن آن با عدم ابلاغ رسالت مساوى باشد ؟ .
در جريان جنگ احد كه مسلمين شكست خوردند و خبر كشته شدن پيغمبر اكرم پخش شد و گروهى از مسلمين پشت به جبهه كرده فرار كردند ، قرآن كريم چنين مىفرمايد :
وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ
« 1 » .
محمّد جز پيامبرى كه پيش از او نيز پيامبرانى آمدهاند نيست . آيا اگر او بميرد و يا در جنگ كشته شود شما فرار مىكنيد و ديگر كار از كار گذشته است ؟ ! .
حضرت استاد علامهء طباطبايى ( روحى فداه ) در مقالهء « ولايت و حكومت » از اين آيه چنين استنباط فرمودهاند كه كشته شدن پيغمبر اكرم در جنگ نبايد هيچ گونه وقفهاى در كار شما ايجاد كند ؛ شما فوراً بايد تحت لواى آن كس كه پس از پيغمبر زعيم شماست به كار خود ادامه دهيد . به عبارت ديگر ، فرضاً پيغمبر كشته شود يا بميرد ، نظام اجتماعى و جنگى مسلمين نبايد از هم بپاشد .
در حديث است كه پيغمبر اكرم فرمود : اگر سه نفر ( حداقل ) همسفر شديد ، حتماً يكى از سه نفر را امير و رئيس خود قرار دهيد . از اينجا مىتوان فهميد كه از نظر رسول اكرم هرج و مرج و فقدان يك قوهء حاكم بر اجتماع كه منشأ حل اختلافات و پيونددهندهء افراد اجتماع با يكديگر باشد ، چه اندازه زيانآور است .
مسائل مربوط به حكومت و عدالت كه در نهج البلاغه مطرح شده است فراوان است و ما به حول و قوهء الهى برخى از آنها را طرح مىكنيم .
اولين مسأله كه لازم است بحث شود ارزش و لزوم حكومت است . على عليه السلام
هامش
( 1 ) آل عمران / 144 .