لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْمِيزانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ
« 1 »
.
.
سوگند كه ما پيامبران خويش را با دلايل روشن فرستاديم و با آنان كتاب و ترازو فرود آورديم كه ميان مردم به عدالت قيام كنند .
در اين آيهء كريمه برقرارى عدالت به عنوان هدف بعثت همهء انبياء معرفى شده است . مقام قداست عدالت تا آنجا بالا رفته كه پيامبران الهى به خاطر آن مبعوث شدهاند . عليهذا چگونه ممكن است كسى مانند على كه شارح و مفسر قرآن و توضيح دهندهء اصول و فروع اسلام است ، دربارهء اين مسأله سكوت كند و يا در درجهء كمترى از اهميت آن را قرار دهد ؟ .
آنان كه در تعليمات خود توجهى به اين مسائل ندارند و يا خيال مىكنند اين مسائل در حاشيه است و تنها مسائلى از قبيل طهارت و نجاست در متن دين است ، لازم است در افكار و عقايد خود تجديد نظر نمايند .
ارزش و اعتبار
اولين مسألهاى كه بايد بحث شود همين است كه ارزش و اهميت اين مسائل از نظر نهج البلاغه در چه درجه است ، بلكه اساساً اسلام چه اهميتى به مسائل مربوط به حكومت و عدالت مىدهد ؟ بحث مفصل از حدود اين مقالات خارج است اما اشاره به آنها لازم است .
قرآن كريم آنجا كه رسول اكرم را فرمان مىدهد كه خلافت و ولايت و زعامت على عليه السلام را بعد از خودش به مردم ابلاغ كند ، مىفرمايد :
يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ
« 2 » .
اى فرستاده ! اين فرمان را كه از ناحيهء پروردگارت فرود آمده به مردم
هامش
( 1 ) حديد / 25 .
( 2 ) مائده / 67 .