نهج البلاغه و مسألهء حكومت
از جمله مسائلى كه در نهج البلاغه فراوان دربارهء آنها بحث شده است ، مسائل مربوط به حكومت و عدالت است .
هر كسى كه يك دوره نهج البلاغه را مطالعه كند ، مىبيند على عليه السلام دربارهء حكومت و عدالت حساسيت خاصى دارد ، اهميت و ارزش فراوانى براى آنها قائل است . قطعاً براى كسانى كه با اسلام آشنايى ندارند و برعكس با تعليمات ساير اديان جهانى آشنا مىباشند ، باعث تعجب است كه چرا يك پيشواى دينى اينقدر به اين گونه مسائل مىپردازد ! مگر اينها مربوط به دنيا و زندگى دنيا نيست ؟ آخر يك پيشواى دينى را با دنيا و زندگى و مسائل اجتماعى چه كار ؟ ! .
و برعكس ، كسى كه با تعليمات اسلامى آشناست و سوابق على عليه السلام را مىداند كه در دامان مقدس پيغمبر مكرم اسلام پرورش يافته است ، پيغمبر او را در كودكى از پدرش گرفته ، در خانهء خود و روى دامان خود بزرگ كرده است و با تعليم و تربيت مخصوص خود او را پرورش داده ، رموز اسلام را به او آموخته ، اصول و فروع اسلام را در جان او ريخته است ، دچار هيچ گونه تعجبى نمىشود بلكه براى او اگر جز اين بود جاى تعجب بود .
مگر قرآن كريم نمىفرمايد :