يَرَوْنَ اهْلَ الدُّنْيا يُعَظِّمونَ مَوْتَ اجْسادِهِمْ وَ هُمْ اشَدُّ اعْظاماً لِمَوْتِ قُلوبِ احْيائِهِم .
اهل دنيا مردن بدن خويش را بزرگ مىشمارند اما آنها براى مردن دل خودشان اهميت قائل هستند و آن را بزرگتر مىشمارند .
خلسهها و جذبههايى كه روحهاى مستعد را مىربايد و بدان سو مىكشد ، اينچنين بيان شده است :
صَحِبُوا الدُّنْيا بِابْدانٍ ارْواحُها مُعَلَّقَةٌ بِالَمحَلِّ الاْعْلى « 1 » .
با دنيا و اهل دنيا با بدنهايى معاشرت كردند كه روحهاى آن بدنها به بالاترين جايگاهها پيوسته بود .
لَوْلَا الاْجَلُ الَّذى كَتَبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ لَمْ تَسْتَقِرَّ ارْواحُهُمْ فى اجْسادِهِمْ طَرْفَةَ عَيْنٍ شَوْقاً الَى الثَّوابِ وَ خَوْفاً مِنَ الْعِقابِ « 2 » .
اگر اجل مقدّر و محتوم آنها نبود ، روحهاى آنها در بدنهاشان يك چشم به هم زدن باقى نمىماند از شدت عشق و شوق به كرامتهاى الهى و خوف از عقوبتهاى او .
قَدْ اخْلَصَ لِلَّهِ فَاسْتَخْلَصَهُ « 3 » .
او خود را و عمل خود را براى خدا خالص كرده است ، خداوند نيز به لطف و عنايت خاص خويش او را مخصوص خويش قرار داده است .
علوم افاضى و اشراقى كه در نتيجهء تهذيب نفس و طى طريق عبوديت بر قلب سالكان راه سرازير مىشود و يقين جازمى كه نصيب آنان مىگردد ، اينچنين بيان شده است :
هامش
( 1 ) حكمت 139 .
( 2 ) خطبهء 184 .
( 3 ) خطبهء 86 .