تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 381

مساهمون:

ص٣٨١
مغايرت صفات حق با ذات حق است . در اين قسمت نيز مكرر بحث به ميان آمده است . يك سلسله مسائل عميق و بىسابقهء ديگر نيز مطرح است از قبيل : اوليت حق در عين آخريت او و ظاهريت او در عين باطنيتش ، تقدم او بر زمان و بر عدد و اينكه قدمت او قدمت زمانى و وحدت او وحدت عددى نيست ، علوّ و سلطان و غناى ذاتى حق ، مبدعيت او و اينكه شأنى او را از شأن ديگر شاغل نمىشود ، كلام او عين فعلش است ، حدود توانايى عقول بر ادراك او و اينكه معرفت حق از نوع تجلى او بر عقول است نه از نوع احاطهء اذهان بر يك معنى و مفهوم ديگر ، سلب جسميت و حركت و سكون و تغيير و مكان و زمان و مثل و ضد و شريك و شبيه و استخدام آلت و محدوديت و معدوديت از او ، و يك سلسله مسائل ديگر كه به حول و قوهء الهى براى هريك از اينها نمونه‌اى ذكر خواهيم كرد . اينها مباحثى است كه در اين كتاب شگفت مطرح است و يك فيلسوف وارد در عقايد و افكار فلاسفهء قديم و جديد را سخت غرق در اعجاب مىكند . بحث تفصيلى دربارهء همهء مسائلى كه در نهج البلاغه در اين زمينه آمده است خود يك كتاب مفصل مىشود و بايك مقاله و دو مقاله توضيح داده نمىشود . ناچار به اجمال بايد بگذريم ولى براى اينكه بتوانيم نگاهى اجمالى به اين بخش نهج البلاغه بكنيم ، ناچاريم مقدمتاً به چند نكته اشاره كنيم :

اعتراف تلخ

ما شيعيان بايد اعتراف كنيم كه بيش از ديگران دربارهء كسى كه افتخار نام پيروى او را داريم ظلم و لااقل كوتاهى كرده‌ايم . اساساً كوتاهيهاى ما ظلم است . ما نخواسته و يا نتوانسته‌ايم على را بشناسيم . بيشتر مساعى ما دربارهء تنصيصات رسول اكرم صلى الله عليه و آله دربارهء على عليه السلام و سبّ و شتم كسانى كه اين نصوص را ناديده گرفته‌اند بوده است ، نه دربارهء شخصيت عينى مولا على . غافل از اين كه اين مشكى كه عطار الهى به حق معرّف اوست خود بوى دلاويزى دارد و بيش از هر چيز لازم است مشامها را با اين بوى خوش آشنا كرد ، يعنى بايد آشنا بود و آشنا كرد . معرفى عطار الهى به اين منظور بوده كه مردم با بوى خوش آن آشنا شوند ، نه اينكه به گفتهء عطار قناعت ورزند و تمام وقت خويش را صرف بحث در معرفى وى كنند نه