حكومت او مؤمن كار خويش را ( براى خدا ) انجام مىدهد و كافر از زندگى دنياى خويش بهرهمند مىگردد و خداوند مدت را به پايان مىرساند . به وسيلهء حكومت و در پرتو حكومت است كه مالياتها جمع آورى مىگردد ، با دشمن پيكار مىشود ، راهها امن مىگردد ، حق ضعيف و ناتوان از قوى و ستمكار گرفته مىشود تا نيكوكار آسايش يابد و از شر بدكار آسايش به دست آيد .
خلاصه آنكه قانون خود به خود اجرا نمىگردد ؛ فرد يا جمعيتى مىبايست تا براى اجراى آن بكوشند .
4 . مردمى تنگ نظر و كوته ديد بودند . در افقى بسيار پست فكر مىكردند . اسلام و مسلمانى را در چهارديوارى انديشههاى محدود خود محصور كرده بودند . مانند همهء كوته نظران ديگر مدعى بودند كه همه بد مىفهمند و يا اصلًا نمىفهمند و همگان راه خطا مىروند و همه جهنمى هستند . اين گونه كوته نظران اول كارى كه مىكنند اين است كه تنگ نظرى خود را به صورت يك عقيدهء دينى درمىآورند ، رحمت خدا را محدود مىكنند ، خداوند را همواره بر كرسى غضب مىنشانند و منتظر اينكه از بندهاش لغزشى پيدا شود و به عذاب ابد كشيده شود . يكى از اصول عقايد خوارج اين بود كه مرتكب گناه كبيره ( مثلًا دروغ يا غيبت يا شرب خمر ) كافر است و از اسلام بيرون است و مستحق خلود در آتش است . عليهذا جز عدهء بسيار معدودى از بشر ، همه مخلّد در آتش جهنماند .
تنگ نظرى مذهبى از خصيصههاى خوارج است اما امروز آن را باز در جامعهء اسلامى مىبينيم . اين همان است كه گفتيم خوارج شعارشان از بين رفته و مرده است اما روح مذهبشان كم و بيش در ميان بعضى افراد و طبقات همچنان زنده و باقى است . بعضى از خشك مغزان را مىبينيم كه جز خود و عدهاى بسيار معدود مانند خود ، همهء مردم جهان را با ديد كفر و الحاد مىنگرند و دايرهء اسلام و مسلمانى را بسيار محدود خيال مىكنند .
در فصل پيش گفتيم كه خوارج با روح فرهنگ اسلامى آشنا نبودند ولى شجاع بودند . چون جاهل بودند ، تنگ نظر بودند و چون تنگ نظر بودند زود تكفير و تفسيق مىكردند تا آنجا كه اسلام و مسلمانى را منحصر به خود دانستند و ساير مسلمانان را
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 325
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٣٢٥