تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 326

مساهمون:

ص٣٢٦
كه اصول عقايد آنها را نمىپذيرفتند كافر مىخواندند ، و چون شجاع بودند غالباً به سراغ صاحبان قدرت مىرفتند و به خيال خود آنها را امر به معروف و نهى از منكر مىكردند و خود كشته مىشدند . و گفتيم در دوره‌هاى بعد ، جمود و جهالت و تنسُّك و مقدس مآبى و تنگ نظرى آنها براى ديگران باقى ماند اما شجاعت و شهامت و فداكارى از ميان رفت . خوارج بى شهامت يعنى مقدس مآبان ترسو ، شمشير پولادين را به كنارى گذاشتند و از امر به معروف و نهى از منكر صاحبان قدرت كه برايشان خطر ايجاد مىكرد صرف نظر كردند و با شمشير زبان به جان صاحبان فضيلت افتادند . هر صاحب فضيلتى را به نوعى متهم كردند ، به طورى كه در تاريخ اسلام كمتر صاحب فضيلتى را مىتوان يافت كه هدف تير تهمت اين طبقه واقع نشده باشد . يكى را گفتند منكر خدا ، ديگرى را گفتند منكر معاد ، سومى را گفتند منكر معراج جسمانى و چهارمى را گفتند صوفى ، پنجمى را چيز ديگر و همين‌طور ، به طورى كه اگر نظر اين احمقان را ملاك قرار دهيم هيچ وقت هيچ دانشمند واقعى مسلمان نبوده است . وقتى كه على تكفير بشود ، تكليف ديگران روشن است . بوعلى سينا ، خواجه نصيرالدين طوسى ، صدرالمتألهين شيرازى ، فيض كاشانى ، سيدجمال الدين اسدآبادى و اخيراً محمد اقبال پاكستانى از كسانى هستند كه از اين جام جرعه‌اى به كامشان ريخته شده است . بوعلى در همين معنى مىگويد :
كفر چو منى گزاف و آسان نبود * محكمتر از ايمان من ايمان نبود
در دهر يكى چو من و آن هم كافر * پس در همه دهر يك مسلمان نبود
خواجه نصيرالدين طوسى كه از طرف شخصى مسمّى به « نظام العلماء » مورد تكفير واقع شد ، مىگويد :
نظام بىنظام ار كافرم خواند * چراغ كذب را نبود فروغى
مسلمان خوانمش زيرا كه نبود * دروغى را جوابى جز دروغى
به هر حال ، يكى از مشخصات و مميّزات خوارج تنگ نظرى و كوته بينى آنها بود كه همه را بىدين و لامذهب مىخواندند . على عليه اين كوته نظرى آنان استدلال كرد كه اين چه فكر غلطى است كه دنبال مىكنيد ؟ فرمود : پيغمبر ، جانى را سياست مىكرد و سپس بر جنازهء او نماز مىخواند و حال آنكه اگر ارتكاب كبيره موجب كفر بود ، پيغمبر بر جنازهء آنها نماز نمىخواند زيرا بر جنازهء كافر نماز خواندن
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 326 | مرتضى مطهرى