تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
پس از حمد و ثنا ، خدا را سوگند كه سزاوار نيست گروهى كه به خداى بخشايشگر ايمان دارند و به حكم قرآن مىگروند دنيا در نظرشان از امر به معروف و نهى از منكر و گفتهء به حق محبوبتر باشد اگرچه اينها زيان‌آور و خطرزا باشند ، كه هر كه در اين دنيا در خطر و زيان افتد پاداشش در قيامت خشنودى حق و جاودانى بهشت اوست . برادران ! بيرون بريد ما را از اين شهر ستمگرنشين به نقاط كوهستانى يا بعضى از اين شهرستانها تا در مقابل اين بدعتهاى گمراه كننده قيام كنيم و از آنها جلوگيرى نماييم . با اين سخنان ، روحيهء آتشين آنها آتشين‌تر شد . از آنجا حركت كردند و دست به طغيان و انقلاب زدند . امنيت راهها را سلب كردند ، غارتگرى و آشوب را پيشه كردند « 1 » . مىخواستند با اين وضع دولت را تضعيف كنند و حكومت وقت را از پاى درآورند . اينجا ديگر جاى گذشت و آزاد گذاشتن نبود ، زيرا مسألهء اظهار عقيده نيست بلكه اخلال به امنيت اجتماعى و قيام مسلحانه عليه حكومت شرعى است . لذا على آنان را تعقيب كرد و در كنار نهروان با آنان رودررو قرار گرفت . خطابه خواند و نصيحت كرد و اتمام حجت نمود . آنگاه پرچم امان را به دست ابو ايوب انصارى داد كه هركس در سايهء آن قرار گرفت در امان است . از دوازده هزار نفر ، هشت هزارشان برگشتند و بقيه سرسختى نشان دادند . به سختى شكست خوردند و جز معدودى از آنان باقى نماند .
هامش
( 1 ) همان .