تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧
شيميايى بر روى فلزات است . مثلًا يك كليشه ساز با تيزاب اطراف حروف را از بين مىبرد نه با ناخن و يا سر چاقو و يا چيزى از اين قبيل . اما تأثير نيروى عقل در اصلاح مفاسد اخلاقى مانند كار كسى است كه بخواهد ذرّات آهن را از خاك با دست جدا كند . چقدر رنج و زحمت دارد ؟ ! اگر يك آهنرباى قوى در دست داشته باشد ممكن است با يك گردش همهء آنها را جدا كند . نيروى ارادت و محبت مانند آهنربا صفات رذيله را جمع مىكند و دور مىريزد . به عقيدهء اهل عرفان ، محبت و ارادت پاكان و كُمَّلين همچون دستگاه خودكارى ، خودبه خود رذايل را جمع مىكند و بيرون مىريزد . حالت مجذوبيت اگر بجا بيفتد از بهترين حالات است و اين است كه تصفيه‌گر و نبوغ بخش است . آرى آنان كه اين راه را رفته‌اند ، اصلاح اخلاق را از نيروى محبت مىخواهند و به قدرت عشق و ارادت تكيه مىكنند . تجربه نشان داده است كه آن اندازه كه مصاحبت نيكان و ارادت و محبت آنان در روح مؤثر افتاده است ، خواندن صدها جلد كتاب اخلاقى مؤثر نبوده است . مولوى پيام محبت را به نالهء نى تعبير كرده است ، مىگويد :
همچو نى زهرى و ترياقى كه ديد ؟ * همچو نى دمساز و مشتاقى كه ديد ؟
هر كه را جامه ز عشقى چاك شد * او ز حرص و عيب كلّى پاك شد
شاد باش‌اى عشق خوش سوداى ما * اى طبيب جمله علّتهاى ما « 1 »
گاهى بزرگانى را مىبينيم كه ارادتمندان آنان حتى در راه رفتن و لباس پوشيدن و برخوردها و ژست سخن از آنان تقليد مىكنند . اين تقليد اختيارى نيست ، خودبه خود و طبيعى است . نيروى محبت و ارادت است كه در تمام اركان هستى محب اثر مىگذارد و در همه حال او را همرنگ محبوب مىسازد . اين است كه هر انسانى بايد براى اصلاح خويش دنبال اهل حقيقتى بگردد و به او عشق بورزد تا [ به ] راستى بتواند خويش را اصلاح كند .
گر در سرت هواى وصال است حافظا * بايد كه خاك درگه اهل هنر شوى
انسانى كه قبلًا هرچه تصميم مىگرفت عبادت يا عمل خيرى انجام دهد باز سستى در اركان همتش راه مىيافت ، وقتى كه محبت و ارادت آمد ديگر آن سستى
هامش
( 1 ) مثنوى معنوى .