تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
اگر اين خلق و خوى تو نبود ، اگر به جاى اين اخلاق نرم و ملايم اخلاق خشن و درشتى داشتى ، مسلمانان از دور تو پراكنده مىشدند ؛ يعنى اين اخلاق تو خود يك عاملى است براى جذب مسلمين . اين خودش نشان مىدهد كه رهبر ، مدير و آن كه مردم را به اسلام دعوت مىكند و مىخواند يكى از شرايطش اين است كه در اخلاق شخصى و فردى نرم و ملايم باشد . در اينجا توضيحاتى بايد بدهم كه جواب بعضى از سؤالاتى كه در ذهنها پيدا مىشود داده بشود .

نرمش در مسائل شخصى و صلابت در مسائل اصولى

اينكه عرض مىكنيم پيغمبر ملايم بود و بايد يك رهبر ملايم باشد ، مقصود اين است كه پيغمبر در مسائل فردى و شخصى نرم و ملايم بود نه در مسائل اصولى و كلى . در آنجا پيغمبر صددرصد صلابت داشت يعنى انعطاف ناپذير بود . يك وقت كسى رفتار بدى راجع به شخص پيغمبر مىكرد ، مثلًا به شخص پيغمبر اهانت مىكرد . اين ، مسأله‌اى بود مربوط به شخص خودش . و يك وقت كسى قانون اسلام را نقض مىكرد ، مثلًا دزدى مىكرد . آيا اينكه مىگوييم پيغمبر نرم بود مقصود چيست ؟ آيا يعنى اگر كسى شرب خمر مىكرد پيغمبر مىگفت مهم نيست ، تازيانه به او نزنيد ، مجازاتش نكنيد ؟ ! آن ، ديگر مربوط به شخص پيغمبر نبود ، مربوط به قانون اسلام بود . آيا اگر كسى دزدى مىكرد باز پيغمبر مىگفت مهم نيست ، لازم نيست مجازات بشود ؟ ! ابداً . پيغمبر در سلوك فردى و در امور شخصى نرم و ملايم بود ولى در تعهدها و مسؤوليتهاى اجتماعى نهايتْ درجه صلابت داشت . مثالى عرض مىكنم : شخصى مىآيد در كوچه جلوى پيغمبر را مىگيرد ، مدعى مىشود كه من از تو طلبكارم ، طلب مرا الآن بايد بدهى . پيغمبر مىگويد : اولًا تو از من طلبكار نيستى و بى خود ادعا مىكنى ، و ثانياً الآن پول همراهم نيست ، اجازه بده بروم . مىگويد : يك قدم نمىگذارم آن طرف به روى ( پيغمبر هم مىخواهد برود در نماز شركت كند ) همين جا بايد پول من را بدهى و دين مرا بپردازى . هرچه پيغمبر با او نرمش نشان مىدهد او بيشتر خشونت مىورزد تا آنجا كه با پيغمبر گلاويز مىشود و رداى پيغمبر را لوله مىكند ، دور گردن ايشان مىپيچد و مىكشد كه اثر قرمزىاش در گردن پيغمبر ظاهر مىشود . مسلمين مىآيند كه چرا پيغمبر دير كرد ، مىبينند يك يهودى چنين ادعايى دارد . مىخواهند خشونت كنند ، پيغمبر مىگويد : كارى نداشته باشيد ، من خودم