باشيم و بارِ بسيار سنگينى ( مثلًا عدهء زيادى انسان يا يك شئ سنگين ) روى آن باشد كه اين چوبها صدايش دربيايد و به اصطلاح معروف جرق و جرق بكند ، مىگويند : « انْقَضَ » يا « نَقَضَ » و يا نظير اين تعبير . وقتى مىخواهد بگويد اين بار آنچنان سنگين بود كه گويى صداى مهرههاى پشت تو داشت شنيده مىشد ، مىفرمايد : «
أَنْقَضَ ظَهْرَكَ
» .
وَ رَفَعْنا لَكَ ذِكْرَكَ .
.
ما نام تو را در همه جا بلند كرديم .
باز سخن از سختى كار است :
« فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً . إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً . فَإِذا فَرَغْتَ فَانْصَبْ . وَ إِلى رَبِّكَ فَارْغَبْ . »
« 1 » .
پيغمبر ! سخت است كار ، اما اگر انسان سختيها را تحمل كند ، با سختى سستى هست ؛ يعنى سستيها در شكم سختيهاست ، هر سختى در درون خودش سستى دارد .
معنايش اين است : صبر كن ، استقامت بورز . «
فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً
» . بار ديگر تأكيد كرد : «
إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً
» كه پيغمبر از اين آيه چنين احساس كرد كه همراه هر سختى دو آسانى خواهد بود ، كه چهرهء مباركش شكفته شد و بعد هى تكرار مىكرد ، مىفرمود كه يك سختى با دو سستى چه خواهد كرد ؟ ! خداى من به من وعدهء آسانى و وعدهء سستى همراه اين سختيها داده است . «
فَإِذا فَرَغْتَ فَانْصَبْ . وَ إِلى رَبِّكَ فَارْغَبْ
» .
اگر اين آيه را مقايسهاى با آيهء موسى كرده باشيد و بعد اين جملهء متواتر ميان شيعه و سنّى را در نظر بگيريد كه پيغمبر راجع به على عليه السلام فرمود :
هامش
( 1 ) انشراح / 1 - 8 .