مسألهء [ محرك اول ] ارسطويى در واقع اثبات ماوراء الطبيعه است از طريق حركت . ماديين هم كه اينهمه دست و پا مىكنند كه تضاد را علت حركت بدانند براى اين است كه اين برهان را از قابليت اثبات ماوراء الطبيعه بيندازند .
برهان محرك اول مبتنى بر مقدماتى است كه در درس پيش ذكر شد . البته همهء مقدمات را حكما به عنوان مقدمات اين برهان ذكر نكردهاند و در هيچ جا به اين ترتيب نيامده است و ما آنها را تحت اين نظم درآوردهايم زيرا بدون اين مقدمات اثبات آن ممكن نيست . اين مقدمات به طورى كه در درس پيش گفته شد عبارتند از :
1 . كل متحرك يحتاج الى محرك غيره .
2 . كل متحرك طبيعى - اى جسم أو جسمانى - متحرك بحركة عرضية فاعله المباشر القريب نفس الطبيعة . پس فاعل مباشر يك حركت نمىتواند يك عامل بيرونى باشد مگر اينكه جسم حركت بالعرض داشته باشد ، يعنى خودش حركت نكند بلكه شئ ديگرى حركت كند و آن جسم به تبع حركت كند ، مثل شيئى كه در اتومبيل است و به تبع اتومبيل حركت مىكند چون مكانش حركت مىكند ، و الّا خود شئ حركتى ندارد .
پس مقدمهء دوم اين است كه فاعل مباشر هر حركت جسمانى قوهاى است در درون آن شئ كه نام آن قوه را « طبيعت » مىگذارند . پس منشأ تمام حركات طبيعى طبيعت است . حالا اينكه خود طبيعت جوهر است يا عرض ، مطلب ديگرى است . شيخ اشراق ادعا كرده است كه طبيعت عرض است و به او جواب دادهاند كه طبيعت نمىتواند عرض باشد ، چون اگر عرض باشد بايد مستند به يك امر جوهرى باشد .
3 . هر امر طبيعى و جسمانى كه در عالم زمان و مكان وجود دارد متغير و متحرك است ، زيرا هرچه كه در طبيعت هست يا جسم است يا تعلق به جسم دارد و جسم در هر صورت به نحوى متغير است ولو حركت « أينى » باشد . بنابراين هر امر جسمانى چه از نوع جوهر يا صور نوعيه ( طبيعت ) باشد و چه از اعراض ، متغير و متحرك است .
4 . عامل ايجادى هر شئ با آن شئ معيت دارد و حركت هم كه نيازمند به علت است ، محال است آن علت زمانا از آن انفكاك داشته باشد . عاملهايى كه انفكاك دارند عاملهاى مع الواسطه هستند ، و لهذا معتقدند كه در حركتهاى قسرى كه جسم حركت مىكند عاملى كه ضربه وارد مىكند عامل حركت نيست ، عاملى است كه منشأ تغييرى در جوهر و طبيعت شئ مىشود و خود طبيعت شئ است كه شئ را حركت مىدهد .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 900
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٩٠٠