تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 860

مساهمون:

ص٨٦٠

تحليل مفهوم « نفى » در حركت

ولى مسأله مهم اين است كه اين « نهء » بالقوه ، عامل حركت نيست و عامل انتقال از اين مرتبهء بعد نيست ، فقط مسأله استعداد و امكان است ، كه در باب حركت تا مرحلهء قبل طى نشود امكان مرتبهء بعد نيست و تا شئ وجود پيدا نكند امكان انعدام برايش نيست . ولى اين آقايان مىخواهند هر مرتبه را كه نفى كننده خود مىدانند مانند يك عنصر جداگانه‌اى از « بود » خودش به شمار آورند ، اما ما كه شئ را نفى خودش مىدانيم آن را يك عنصر جداگانه‌اى نمىدانيم ، آن را يك وجودى مىدانيم كه مستعد وجود ديگر است ، بالفعل يك چيز است و بالقوه وجود ديگر ؛ اگر مىگوييم نفى خودش است ، اين تعبير مجازى است ، به اعتبار اينكه استعداد نفى خودش را در بر دارد ، و « نه » به اين معنى يك واقعيت در مقابل « بود » نيست كه با يكديگر جنگ داشته باشند و از جنگ اينها انتقال به مرتبهء بعد حاصل شود و در نتيجه انتقال از هر مرتبه‌اى به مرتبهء ديگر نياز به علت بيرونى نداشته باشد ، بلكه بدون شك رابطهء مراتب با يكديگر رابطهء امكانى است . در اينجا هرچند حرف ما با حرف آنها از نظر ظاهر قريب الافق مىشوند و ما هم قبول داريم كه هر مرتبه‌اى از حركت متضمن عدم خودش است و با نوعى مسامحه مىگوييم هر مرتبه‌اى از حركت در عين اينكه خودش خودش است « نهء » خودش و نفى خودش هم هست ( البته نفى بالقوه ) و در باب حركت هر مرتبه‌اى بذر مرگ خودش را در بر دارد و مىشود مرتبهء ديگر باشد و بالقوه مىشود « نه » باشد ، اما باز رابطهء هر مرتبه با عدم بالفعل خودش و وجود مرتبهء بعدى رابطهء قوه است و كافى نيست كه وجود مرتبهء بعد را توجيه بكند و علت تامه مرتبهء ديگر باشد ، و لهذا به فعليت رسيدنش نياز به علتى دارد ماوراى حركت « 1 » .
هامش
( 1 ) . سؤال : اين قوه و استعداد مگر امر وجودى نيست ؟ و اگر امر وجودى است ضرورتا به مرتبهء بعد خواهد رسيد . جواب : بله ، امكان استعدادى را مىتوان امر وجودى دانست ، ولى امر وجودىاى است كه عين امكان و لا بشرطيت است . اگر مرتبهء قبلى نباشد محال است كه مرتبهء بعدى وجود پيدا كند . پس مرتبهء قبلى تنها محال