تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 820

مساهمون:

ص٨٢٠
جمعيت دنيا را مىتركاند ، گو اينكه اين سلامتى و عدم برخورد با بيماريها نژاد انسان را ضعيف كرده است ( چنان كه الكسيس كارل در كتاب انسان موجود ناشناخته گفته است ) چون در گذشته افراد انسان با يك انتخاب طبيعى و پس از مبارزهء شديد با عوامل مرگ و فنا باقى مىماندند ، لذا قويتر و در برابر بيماريها با مقاومت‌تر بودند ، ولى امروزه هر بچهء زردنبويى كه با هزار عيب و نقص به دنيا مىآيد با وسائل پيشرفتهء طب او را نگه مىدارند و بعد بزرگ مىشود و توليد مثل مىكند و يك نسل ضعيف و عليل تحويل جامعهء انسانى مىدهد . پس به طور مسلّم پيشرفت طب مرگ و مير را كم كرده ولى سبب ضعف نژاد بشر شده است . پس اگر جامعهء امروز را به مقياس خوشى و آسايش انسان بسنجيم ، جامعه تكامل پيدا كرده است . پس هدفهاى مشترك هست ؛ نمىشود گفت سعادت ، آسايش ، خوشى هدفهاى مشترك نيستند . اما مسألهء بالا رفتن و پايين رفتن كه گفته بودند يك امر قراردادى است ، جواب مىدهد : نه ، ما مىتوانيم با مقياس كار و كاركرد هر سازمان اجتماعى بالا رفتن و پايين رفتن را با يك معيار حقيقى بسنجيم . مىگويد هر سازمان اجتماعى كه عهده‌دار يك مسؤوليت است اگر كار و مسؤوليت را به مقياس وسيعترى انجام بدهد اين نشانهء تكامل است و اگر به مقياس پايينترى انجام بدهد اين تنزل است . مثلًا طبقهء كشاورز در مجموع بيشتر توليد كرده است يا كمتر ؟ همچنين طبقهء دامدار ، طبقهء معلم و همهء گروههاى جامعه را بايد در نظر گرفت و ديد بيشتر كاركرد داشته است يا كمتر ؛ و از اينجا مىرود دنبال تكامل ابزار توليد و اينكه ابزار توليد تكامل پيدا كرده و كاركرد آن بالا رفته و تكامل ابزار توليد روابط خاصى را اقتضا مىكند و بايد روابط و روبناها عوض شوند و خودشان را با تكامل ابزار توليد تطبيق دهند ، پس با تكامل ابزار توليد بايد گفت جامعه تكامل پيدا كرده است . پس ملاك تكامل اجتماعى از نظر اينها تكامل ابزار توليد است . اين خلاصهء حرفهايى است كه در اينجا تا آخر فصل 26 ذكر مىكند .

اشكال

در اينجا يك اشكالى راجع به هدف مشترك بودن عدالت اجتماعى وجود دارد كه