رد نظريهء منكرين تكامل
برويم سراغ آنهايى كه به طور كلى منكر تكامل بودهاند و مىگفتند تكامل معنى ندارد چون هدف مشترك در جامعهها وجود ندارد و بالا و پايينها بىمعنى و قراردادى است .
مؤلف كتاب زمينهء جامعهشناسى در رد اين نظريه مىگويد : اولًا ما قبول نداريم كه هدفهاى مشتركى وجود نداشته باشد ، هدفهاى مشترك هست . مثلًا عدالت اجتماعى مىتواند هدف همه جامعهها باشد اولًا به عنوان مسير جامعهها و بعد هم به عنوان هدف . و همچنين آزادى ، برادرى و نظاير اينها ، كه اگر جامعه به اين سوها حركت كند و هرچه اين معيارها بيشتر در جامعه باشد جامعه كاملتر است و هرچه كمتر باشد ناقصتر است ، هرچه آزاديها محدودتر باشد جامعه ناقصتر است ، هرچه تبعيضها بيشتر باشد علامت تنزل جامعه است و هرچه برابرى و همسطحى بيشتر باشد علامت ترقى است .
به طور كلى چرا نتواند معيار ، سعادت و خوشى و آسايش انسانى و اينگونه امور باشد ؟ مثلًا در زمانهايى ناامنى به قدرى بود كه انسانها اگر مىخواستند از شهرى به شهر ديگر مسافرت كنند نسبت به جانشان ايمن نبودند و سفر حج در حكم يك سفر جهاد بود و احتمال بازگشت از آن ضعيف بود ، در صورتى كه امنيت در اين زمان به درجهاى رسيده كه هر پيرزنى تنها مىتواند به حج برود و برگردد « 1 » ، پس اين يك نوع آسايشى است كه براى انسان فراهم شده است .
موضوع ديگر موضوع صحت و سلامتى است . بدون ترديد انسان در اين زمينه خيلى پيش رفته است و نسبت به قديم تا حد زيادى با بيماريها مبارزه شده است ؛ و به همين دو دليل ( صحت و امنيت ) جمعيت دنيا رشد زيادى كرده است . در سابق از هر صد بچهاى كه به دنيا مىآمد بيست سى تا زنده مىماندند ، بقيه مىمردند . امروزه در اثر پيشرفت طب مرگ و ميرها كم شده و اگر جلوى زيادى فرزند را نگيرند بمب
هامش
( 1 ) . در قصهء عدى بن حاتم ، حضرت رسول ( ص ) به حدوث اين تحول خبر دادند ، و در روايات ظهور حضرت حجت ( ع ) هست كه يك زن مىتواند از مشرق به مغرب برود بدون اينكه احساس ناامنى كند .