تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 807

مساهمون:

ص٨٠٧
در فصل 25 تحت عنوان « لزوم بازسازى » بحث مىشود . در اين فصل تقريبا نقش ارادهء انسان تا حدى بازگو مىشود و در فصل بعد بيشتر راجع به اين موضوع بحث مىشود . عمدهء بحثهاى اينجا تحت عنوان دو مسأله طرح شده است ، يكى تحت عنوان « جنبشهاى اصلاحى » و ديگرى تحت عنوان « جنبشهاى انقلابى » ، همان مسألهء معروف كه بين ماركسيستها و غير ماركسيستها مطرح است . مقصود از « جنبشهاى اصلاحى » حركتهاى غير انقلابى است كه براى ترميم نقصهاى جامعه پيدا مىشود . از اين‌جور جنبشها زياد است . گاهى ممكن است يك نهضت ادبى پيدا بشود براى اصلاح زبان مثلًا ؛ يا يك نهضت آموزشى ، فرهنگى براى رفع كمبودهايى كه در جامعه در اين زمينه‌ها احساس مىشود . « جنبش انقلابى » كه اخيرا خيلى مد شده و همه از آن دم مىزنند عبارت است از يك جنبش قهرآميز كه جهش‌وار انجام مىگيرد و دگرگون كنندهء اجتماع است ، كه همهء نظامات موجود را زيرورو مىكند و نظامات جديد به وجود مىآورد ، به عبارت ديگر ماهيت جديد به وجود مىآورد . بعضى معتقد به جنبشهاى اصلاحى هستند و احيانا ممكن است ضرورتى هم براى جنبش انقلابى قائل نباشند ؛ يعنى مىگويند مىشود جامعه را تدريجاً رو به تكامل برد و تدريجاً نقصهاى جامعه را از بين برد . نهضت اصلاحى هم از روح اصلاح‌طلبى جامعه برمىخيزد . ما معمولًا اين را يك امر طبيعى و معمولى مىشماريم كه يك عده مردم نيكوكار در فكر اصلاح بهداشتى يا فرهنگى و نظاير آن باشند و اين را لازمهء طبيعت خيرخواه انسان مىدانيم . اما اينها كه قائل به چنين فطرتى و چنين وجدانى براى انسان نيستند و علىرغم همهء ادعاهاى انسان‌منشانه‌اى كه مىكنند چنين خوشبينىاى به انسان ندارند ، معتقدند كه يك راه بيشتر وجود ندارد و تحولات اجتماعى فقط از راه تضادها صورت مىگيرد و تضادها هم در نهايت امر منجر به انقلاب مىشود ؛ و از همين جهت مخالف اصلاحات هستند ، چون مىگويند اصلاحات تدريجى ضد انقلاب است و انقلاب را تأخير مىاندازد ، چون به منزله يك مخدّر است كه جامعه را از آن حركت تند خودش آرام مىكند ، زيرا از تضادها مىكاهد و تا تضاد بين طبقات محروم و طبقات بهره‌كش زياد نباشد انقلاب صورت نمىگيرد .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 807 | مرتضى مطهرى