به همان نسبت كه خرابى به بار مىآورند باعث ابتكار و اختراع هم مىشوند ، چون در جنگها انسانها در فشار قرار مىگيرند و با تمام قوا تلاش و تكاپو مىكنند و در نتيجه چيزهايى را كشف مىكنند كه در حالت طبيعى سالها وقت لازم داشت . همچنين محطيهايى كه زندگى در آنها دشوار است و اسباب معيشت كمتر است ، مردمش زيركتر و فعالتر بار مىآيند .
ولى در عين اينكه [ نيازها ] نقش عمدهاى در پيشرفت دارد ، نمىتوان آن را يگانه عامل به شمار آورد و عطش روحى انسان را به دورپروازى و اوج گرفتن ناديده گرفت ، بلكه علت را بايد همين دانست و نيازها را سرعتبخش و اهرم . يكى از دانشمندان قرن دوازدهم ميلادى به نام راجر بيكن كه از شاگردان مكتب اسپانياست و از كسانى است كه حلقهء واسط بين تمدن اسلام و اروپا به شمار مىرود و خيلى هم خودش را مديون مسلمانها مىداند و براى ابن هيثم و امثال او خيلى احترام قائل است ، و او را از پيشروان فكر جديد در دورهء رنسانس مىداند ، اين شخص در آن زمان پيشبينى مىكرد كه انسان مىتواند در هوا مانند مرغان پرواز كند و تمام اقيانوسها را طى نمايد ، مىتواند از دور مكالمه كند و امثال اينها . اين آدم در آن زمان كه زمينهء مادى براى اين امور نبود اين چيزها را پيشبينى مىكرد و اظهار نياز مىكرد و انسانهاى ديگر را براى رسيدن به اين امور تحريك مىكرد . پس نمىشود گفت پيشرفتها و اكتشافها صرفا معلول نيازهاى مادى است .
تحليل فلسفى تكامل
مسألهء مهم ديگر كه در آينده در مورد مسألهء اساسىاى كه ما با اينها داريم مفيد واقع خواهد شد ، مسألهء تحليل فلسفى تكامل است .
تكامل در دو معنى و در دو مورد نزديك به يكديگر به كار مىرود و تفكيك نكردن ايندو از يكديگر سبب اشتباهات بزرگ مىشود .
يك معناى تكامل اين است كه شئ حركت مىكند و وجود ناقص آن تبديل به وجود كامل مىشود ، مثل بچه كه بزرگ مىشود . تكامل واقعى همين است ، كه حركتى در درون شئ متكامل رخ داده و واقعا تحول به معناى واقعى كلمه به وجود آمده است كه البته اين هم باز دو جور است ، يكى تكامل فردى ، ديگرى تكامل نوعى داروينى كه