تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 778

مساهمون:

ص٧٧٨
زيرا جامعه هرچه بيشتر تكامل پيدا مىكند تقسيم كار بيشتر مىشود ، و هرچه تقسيم كار بيشتر مىشود تخصص بيشتر مىشود ، و هرچه تخصص بيشتر بشود وجه اشتراك كارها از بين مىرود . از طرف ديگر ، مطلبى هست كه در بحث « پراكسيس » مطرح كرديم و آن اينكه : كار سازندهء انسان است ، و اين حقيقتى است كه ما هم به نحوى قبول داريم ، يعنى كار و نوع آن تأثير دارد بر ساختن انسان كه انسان چگونه باشد ؛ و چون كارها و تنوع آنها و تباينشان فوق‌العاده زياد است ، نتيجه اين مىشود كه انسانها هم تباين فكرى و روحىشان زياد مىشود و اصلا هيچكدام از عالم يكديگر خبر ندارند و هر كدام غرق در عالم خودشان هستند ، در نتيجه اين يك نوع انسان مىشود و آن نوعى ديگر ؛ و اين خودش يك بدبختى است براى بشر كه در اثر تكامل جامعه گريبانگيرش شده است و چنانچه جنبه‌هاى مشتركى براى انسان به وجود نياورند كه اين تفرق و تلاشى را جبران كند ، اساساً جامعه انسانى تهديد مىشود چون تكامل جامعه ، افراد را از نظر روحى در وضعى قرار مىدهد كه كأنّه به انواع متعددى تبديل شده‌اند و اختلاف يك انسان با انسان ديگر در حد اختلاف نوعى از حيوان با نوع ديگر خواهد شد و لذا مىگويند بايد كارى كرد كه انسان برگردد به حالت اولى ، و اصل اين نظريه از روسو است ، او مىگويد : « جامعه ، بشر را فاسد كرده و بشر اگر بخواهد به حقيقت خودش بازگردد ، هرچه بيشتر بايد به طبيعت و حالت اولى بازگردد » و هنوز هم حرف او به شكلهاى مختلفى مطرح است . پس تكامل جامعه هرچه بيشتر بشود ، فرد از واقعيت خودش سقوط مىكند . به تعبير ديگر ، همهء افراد انسان از استعدادهاى مشابهى برخوردارند ، در اثر تطور جامعه ، يعنى پيچيده‌تر شدن و متنوع‌تر شدن روابط و تقسيم كارها و به وجود آمدن تخصصها [ انسانها تباين فكرى پيدا مىكنند ] . در مورد تكامل علوم هم همين مطلب صادق است و تكامل علوم همان‌طور كه سبب پيشرفت علوم شده است ، سبب بدبختى آنها نيز شده است . علوم از يكديگر بىخبر شده‌اند و چون از يكديگر بىخبر شده‌اند و اصل واحدى بر آنها حكومت نمىكند ، اشتباهات و خلط مبحث‌هاى زيادى به وجود آمده است . در قديم شخصى مثل بوعلى سينا بر علوم زمان خودش احاطه داشت ، طبش از فلسفه‌اش باخبر بود و فلسفه‌اش از طبش ، هر دوى اينها از ادبياتش و همهء اينها از منطقش و رياضياتش ، در نتيجه ميان علومش يك هماهنگى كاملى وجود داشت و انسان در هر علمى اثر علوم