تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 766

مساهمون:

ص٧٦٦
بودند ، آنوقت همگيرى ميان افراد جامعه پيدا نمىشد ، و اين همگيرى خودش نوعى تسخير است . همگيرى يعنى اين فرد كمبود خودش را از آن فرد مىگيرد و آن هم كمبود خودش را از اين ، و در مجموع يك نظام طبيعى به وجود مىآيد . قرآن هم به اين حقيقت تصريح كرده است :
« نَحْنُ قَسَمْنا بَيْنَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ رَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً سُخْرِيًّا ، وَ رَحْمَتُ رَبِّكَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ »
« 1 » و اين حقيقتى است مسلّم در جامعهء انسانى ، چه اينكه كسى خدا را قبول داشته باشد يا نداشته باشد . اين يك معناست از طبقات . معناى ديگر طبقات مسألهء امتيازات طبقه‌اى است . در اين مورد موضوع بهره‌كشى به ميان مىآيد ، يعنى انسانى از محصول كار انسان ديگر بهره‌كشى كند و طبقهء بهره‌كش و بهره‌ده به ميان بيايد . اين مسألهء ديگر است . آن چيزى كه منطقا بايد نفى شود و اسلام هم نفى مىكند همين است . از جمله نقضها و نقدهايى كه بر آنها وارد كرده‌اند وجود طبقات به معناى دوم است . وجود طبقات به معناى اول كه اختيارى نيست و جاى اشكال هم نيست . مثلًاً يك كارگرى مانند خروشچف كه در آغاز كارگر معدن بود ، در اثر لياقت و استعداد خودش را برساند به مقام دبير كلّى حزب كمونيست و ديگران را پشت‌سر بگذارد . اين كه ايرادى ندارد و معلول استعداد و پشتكار طبيعى است و ناشى از انتخاب اصلح جامعه است ، و البته اين‌گونه پستها و مقامها هرچند از ميليونها پول باارزش‌تر است ولى بالاخره ناشى از مواهب طبيعى است و به وجود آن ايرادى نيست . 2 . اشكال ديگرى كه به اينها كرده‌اند اين است كه الآن حزب كمونيست به صورت يك طبقه درآمده است يعنى گروهى با يك تبعيض تمام مواهب را به خودشان اختصاص داده‌اند و ديگران را استثمار كرده‌اند و شوروى و يا چين با چند صد ميليون جمعيت ، تنها چند ميليون كمونيست دارد و بقيهء مردم كمونيست نيستند ( حالا يا مىخواهند كمونيست باشند و در حزب راهشان نمىدهند كه اين يك اشكال ديگرى است و يا اصلا كمونيست نيستند ) ، و حقيقت اين است كه يك گروه ده پانزده ميليونى تمام امتيازات را به خودشان اختصاص داده‌اند . در كتاب طبقهء جديد كه يك اروپايى نوشته است و به فارسى هم ترجمه شده ، اين وضع براساس آمار و اطلاعاتى دقيق
هامش
( 1 ) . زخرف / 32 .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 766 | مرتضى مطهرى