تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 769

مساهمون:

ص٧٦٩
روابط توليدى خودش را هماهنگ مىكند با ابزار توليد ( كه اين دوتا را در مجموع « وجه توليد » يا « ساخت اقتصادى » اصطلاح مىكنند ) و بعد مىگويند : هر جامعه‌اى متناسب با روابط توليدىاى كه دارد كه همان روابط اقتصادى است كه ميان افراد است ، يك روبناى اجتماعى دارد كه تأسيسات اجتماعى باشد . وقتى كه ابزار توليد اقتضا مىكند روابط توليدى جديد را و روابط جديد اقتضا مىكند يك روبناى جديد را ، اينجاست كه جامعه به دو بخش منقسم مىشود ، گروهى كه منتفع از وضع سابق هستند و گروهى كه مىخواهند جامعه را به پيش ببرند چون وابسته به ابزار جديد هستند . در اينجا يك اشكال هست و آن اينكه : اينها و ديگران دورهء اول زندگى بشر را به طور اشتراك مىدانند . حتى آقاى طباطبائى هم از آيهء
« كانَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً »
« 1 » همين مطلب را استنباط مىكنند كه انسان در ابتدا غير از اين نمىتوانسته باشد و لهذا شريعت و قانون به نظر ايشان از زمان حضرت نوح ( ع ) پيدا شده است و پيش از آن ، معارف از قبيل توحيد و معاد و اينها بوده ولى وضع بشر از نظر روابط اجتماعى اقتضاى وجود يك قانونى را كه حاكم بر آنها باشد نداشته است . اينها مىگويند : دورهء اول دورهء گردآورى خوراك بوده است ، يعنى بشر در آن دوره مانند پرندگان زندگى مىكرده و از مواد غذايى موجود طبيعت استفاده مىكرده است و خودش توليد نمىكرده و غذاى اضافى اساساً وجود نداشته است و زمينه براى استثمار يك فرد از محصول و كاركرد فرد ديگر وجود نداشته است . بعد بشر از آن دوره به دورهء كشاورزى مىرسد و كشف مىكند كه مىتواند محصولات طبيعت را با عمل خويش تكثير كند ، و مسلّما اين انتقال در اثر تجربه حاصل شد و ارتباطى به تكامل ابزار توليد ندارد و ابزار توليد اقتضا نكرد كه بشر از دوره‌اى به دورهء ديگر منتقل شود بلكه خود ازدياد تجارب بشر سبب آن بوده است . حالا ، چه اينكه ابزار توليد سبب بود و يا چيز ديگر ، قدر مسلّم اين است كه تضاد طبقاتى وجود نداشته است ، و با اينكه تضاد طبقاتى وجود نداشته است شروع تاريخ بشر به چه نحو بوده ؟ اولين دوره از كجا شروع شد ، با اينكه شما تاريخ بشر را محصول كشمكش مىدانيد « 2 » ؟
هامش
( 1 ) . بقره / 213 . ( 2 ) . سؤال : اگر اينها در مورد خلقت انسان چيزى شبيه حرف الهيون بزنند و قائل به آدم و حوّائى باشند كشمكش درست نمىشود ؟