تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 767

مساهمون:

ص٧٦٧
تشريح شده است . اين يك مسأله كه مربوط به وجود يك طبقهء ممتاز به امتيازات مختلف مىباشد . مسألهء ديگر مربوط به اصل سرمايه‌دارى است كه الآن در آنجا وجود دارد ولى به شكل دولتى ، يعنى سرمايه‌دار خود دولت است و نزول را خود دولت مىخورد ، و چه فرق مىكند كه نزول را فلان طبقهء آمريكايى بخورد يا دولت شوروى بخورد ؟ در هر حال نزول‌خورى نزول خورى است و سرمايه‌دارى سرمايه‌دارى . اين است كه مىگويند [ كاپيتاليسم ] شوروى ؛ و اين نقدى نيست كه تنها غير كمونيستها مىكنند ، بلكه كمونيستهايى هم كه مخالف با شوروى هستند اين اشكال را به شوروى دارند ، و در نتيجه جامعهء سوسياليستى برگشته است به همان وضع سابق خودش . اشكال : ممكن است بگويند گناه اين وضع تقصير ما نيست ، تقصير دنياى غير كمونيست است . جواب : تقصير هر كس مىخواهد باشد ، صحبت در اين است كه به آن دورهء ايده‌آل ( حتى به قسمت آغازين آن هم ) نرسيده‌ايد با اينكه ادعا مىكنيد رسيده‌ايد . در حقيقت شكل جامعه‌تان عوض شده است نه ماهيت آن ، و همان ماهيت به نامهاى ديگر وجود دارد ، حالا اين وضع به هر علتى مىخواهد باشد . - ممكن است اينها اشكال به شوروى را قبول كنند . اشكال به شوروى كه اشكال به ماركسيسم نمىشود . جواب : كجا قبول مىكنند ؟ همين آقاى مجادل و استادش در كتاب زمينهء جامعه‌شناسى اشكال به شوروى را قبول ندارند و حتى در مقام مثال هم همين جامعه‌ها را مثال مىآورند . تازه چين هم در اين چند سال اخير همان راه را دارد مىرود . پس جامعه‌اى كه اين خيالات در آن به فعليت رسيده باشد و همه‌اش حواله به آينده نباشد كدام است ؟ ايراد مدعى به مجادل همين است كه تو همه‌اش دارى وعدهء سر خرمن مىدهى . مجادل جواب مىدهد كه نه ، همه‌اش وعده نيست ، فعليت هم دارد ؛ و اين معنايش اين است كه همين وضع موجود در كشورهاى سوسياليستى را قبول دارد . مدعى اشكال مىكند كه اين نمونه‌اى كه ادعا مىكنى نمونهء ايده‌آل نيست ، اين هم چيزى است مثل نمونه‌هاى ديگر ؛ و اشكالش هم درست است ، منتها مدعى تنها به سرمايه‌دارى جامعه‌هاى كمونيست ايراد مىكند و از طبقاتى بودن آن جامعه‌ها صحبتى به ميان نمىآورد ، تنها مىگويد : « پايان آن سرمايه‌دارى است » . مجادل كه به